Text Box: درباره ما     تبلیغات     نظر و ارسال اثر      آرشیو

آدم برفی ها

ماهنامه سینما و ادبیات  شماره یک فروردین 87

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کتاب پیشنهادی

 

 

 

 

 

 

 

 

دو شعر از سید مهدی موسوی

بطری توی آب ، جزيره ، سکوت مرد

بطری توی آب ، جزيره ، سکوت مرد

بطری توی آب ، جزيره ، سکوت مرد

بطری توی آب ، جزيره ، سکوت مرد

بطری توی آب ، جزيره ، سکوت مرد

بطری توی آب ، جزيره ، سکوت مرد

بطری توی آب ، جزيره ، سکوت مرد

بطری توی آب...... جزيره ...... سکوت مرد

 

دو تا پرنده ي مرده سوار يك كراوات

كه مي كنند خدا را به بچّه ها اثبات

هنوز بچّه ام و مي فروشم از آغاز

تمام فلسفه ها را براي يك شكلات

كنار«هايديگر» پير راه خواهم رفت

كه بعد گم بشوم بي تو در تمام جهات

«دكارت» فكر كند هستم و مي انديشم

بدون مغز...بدووون ِ...بدووووون ِ... - «هي تو صدات

به دردِ  خوندن آواز مي خوره» :«راستي؟!»

هميشه درد... هميشه... و در همه حالات

هميشه بازي ِ بودن ، هميشه نقش جديد

همينكه خواسته ام تا... هميشه اينجا: كات!

شبيه نسبيت محض بين خوب و بد

شبيه خوردن ميگو ميان نان بيات!

- «منو بيار به دنيا ، بابا! بابا مهدي!!

دلم گرفته و تنهام جون بچّگيات»

تو زنده اي وسط سالهاي پيش از اين

تو زنده اي وسط سالگردهاي وفات

تو زنده اي و جهان مرده و شنيده نشد

به دست هيچ سكوتي نشانه هاي حيات

تو زنده اي كه عزيزم! هميشه مال مني

تو زنده اي وسط من ، ميان اين ابيات

تو زنده اي وسط بازي بزرگ زمين

تو گيج مي شوي از سادگي اين حركات

پياده هاي خودت را وزير مي كني و...

جهان دوباره تـقـلّب... وبعد كيش و مات!!

 

شعری از علی جعفر زاده

به درد درد دل هم که نمی خوری

 قرص ماه !

عکس از مهدی دانش رفتار - احتصاصی آدم برفی ها

 

 

Text Box:

 

ماه زدگی - شعری از کتاب بریم هواخوریمهرداد فلاح - 

- عجب بارشی ! 

كسی نمی داند اين ابرها ازكجا زده اند بيرون
قرار نبوده روزنامه ها خيس
خيال سيل از جوب ها سر
ريز
خط كشی ها خراب
     راه ها بند  
  اداره ها تعطيل ...

-
چه كيفی داره قايق سواری !

شكل ِ خودش
 که می شود اين خرگوشك ِ گوش برگشته
پا شكسته می دود فرار ...
كجا !؟

قراری كه كاشته ما را توی اين كلمه (...)
وقت را قشنگ     خيابان را زيبا می كند
ديدنی شده اين مجنون ِ كنار ِ پياده رو
يك تكه از آسمانِ توی شيشه (
آتش ! آتش ! )

بيا به اين ناگهان (
دست ها كه در هم ) معنا دهيم
تازه از چشم برداريم
بزنيم زير ِ پرده     گوش ها را باز !

عين ِ موسيقی
جا نمی شود توی خانه     كوچه      خيابان تنگ است
همه از چشمی ...
می تابد از کجا       از بی گمان هم!

اگر كه طوری شده ام (عكس ِ سابق )
تُرد      تازه      تَر
و ظاهرم (
هميشه ) هر جا (فوری )
و خودم هم بيشتر از خودم
و از كادر هم می زنم بيرون اگر ...

شايد كسی به روال
رونوشتی (
برابر ِ اصل )
قابيلی (
برادر ِ ) هابيل ... باشد ! 

قايم شده ای ؟
[
ماه ِ  من ... ابر !
هی می بارم !

از غول هم که بگيرم (وام )
این بيابان پر نمی شود 

جالب است بشنويد !
می گويد :
پای آن بيدی كه كاشتَََمت ( آويزان ) بنشين
صاف ( وقتی ) كه شدم ( از تو )
به تو سر می زنم

نه خيال كنی كه دارم ( گِله ) می كنم ... نه !
از عقل (كمی) ذخيره برايم هست هنوز
با تمام ِ اين زنجير
باز می توانم برقصم ( روی سرم ! )
و ديگر اين كه ويرم گرفته ...

ناقلاست اين !
زير وُ رو می كند آدم را
می خندم به خودم
      يواشكی ! ]

[
لولا كه غِژاغِژ ... می دوم سمت در
يارم (قدمی ) آن ورتر
بر می گردم !

يك نفر (
درخودش) توی كوچه راه می رود      نمی رسد
می رسم ( از پشت شيشه نگاهی )
بس ... نيست ديگر ! 

لـابد خواب ... جفتی لب ِ سوزان ( شب ها )
بر پوست ِ تنم مشق می نويسد
هی می نويسد :
                     
يار ! ]
مرا ؟
دور ِ تو آن قدر (دور ِ خودم ) می چرخم 

عاقل ؟
البته كه هستی !
قهوه بريزم يا چای ؟
[ دست ِ عجيبی داشت پاهايش را (يكی يكی ) بر می داشت
می گذاشت روی پله ها (نرم )
(آهسته ) می بردش بالا
(آن بالا ) از پيچكی كه چسبيده بود به دلش
كنده شد     يكهو پرت ....!
شير ؟ چه بامزه ! 
وای ... نه !

شعری از رضا کاظمی

معجزه ای به کار نبود

وقتی که می مردم

روی آسفالت خیس

هیچ معجزه ...

چراغ چشمک زن

تا خود صبح  زد /چشمک/ زد/ چشمک ...

تصویر خیس قرمز روی آسفالت هم...

من مرده بودم توی کت پیرکاردن

کاش تق تق پاشنه ات ...

توی سکوت خیس خیابان

 تق تق تق

سکه ای بپرانی  هوا

خط بیاید : بیدار شوم

شیر : بمیرم

چند دقیقه است که مرده ام

هر چند ثانیه سکه  می خورد به سرم

تق تق تق

سکه ها  را این دستگاه پدرسگ می خورد...

بوق بوق بوق...

 با من بودی؟ واق واق واق ...

پاچه می گیرد...

تق تق تق...

 من سالهاست مرده ام 

                                                                                   

   

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر منبع ممنوع می باشد