درباره ما      تبلیغات      نظر و ارسال اثر      آرشیو Text Box:

Text Box:    

آدم بر فی ها 

ماهنامه سینما و ادبیات / شماره یک فروردین 87

 

Text Box:

 

گزین گویه

احمق ترین مرد ، اونه که دنبال کلاهش توی باد بدوه!(گابریل بایرن- گذرگاه میلر)

 

عکس برگزیده

        

 

فیلم پیشنهادی

لکومبه لوسین- فیلمی از لویی مال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرونده سنتوری

صدا چون مي دهد سازشكسته .... / علی جعفر زاده

نگرش جامعه شناختی به توزیع قاچاق فيلم سنتوري          

مهرجويي  در  آينه نگريست. علي سنتوري شده بود. يك قرباني اجتماع پيرامون . كارگردان معروفي كه در حافظه ي تاريخي سينمايي ما همواره تصويرگر بیم و اميد هاي طبقه ي متوسط اجتماعي بود و آدم هاي قصه اش همواره پيرامون ما هستند ، با ما زندگي مي كنند . در « گاو »  آن روستای خاک زده محقر استعاره ايست از جامعه پهناور بيرون . فقر در ميهمان مامان تصويري روشن فكر نمايانه و سياه نمايي شده ندارد . او هيچگاه اسير سانتي مانتاليسم نخ نماي سينماي تجاري نشد و نيز هرگز با به تصوير كشيدن زباله داني هاي دور دست چشم به آن سوي آب ها نداشته است . حالا آخرين و شايد گزنده ترين فرزندش را مثله شده و ريخته كنار پياده روها به تماشا نشسته است .

چه عمل قاچاق فيلم را جرم بشماريم يا نه ، دست كم درباره ي كج روانه و نابهنجار بودنش ترديد به خويش راه نخواهيم داد. پس بايد فارغ از آنچه در فرامتن اين ماجرا مي گذرد با نگرشي پديدار شناسانه به عنوان پديده اي مجرد به تفسير آن پرداخت . قصد دارم به ماجراي توزیع قاچاق سنتوري از دو منظر جامع شناسي بنگرم . نخست انگاره يا پارادايم «تعريف اجتماعي » و ديگر از ديدگاه جامعه شناسي انتقادي « مكتب فرانكفورت » .

سه انگاره يا پارادايم عمده در جامع شناسي وجود دارد كه همه ي نظريات و همه ي مدل ها و الگوهاي گوناگون را مي توان در غالب آنها دسته بندي كرد كه هر يك از اين پارادايم ها سر مشق ها ، تصاوير ، روش ها و نظريه هاي خاصي را شامل مي شوند عبارتند از : 1 – انگاره واقعيت اجتماعي 2 – انگاره تعريف اجتماعي 3 – انگاره رفتار اجتماعي . پارادايم واقعيت اجتماعي كه بيش از همه تحت تاثير اميل دوركيم ( پدر جامعه شناسي علمي فرانسه) مي باشد تاكيدش بر واقعيت هاي اجتماعي يا همان نهادهاي اجتماعي پهن دامنه و مطالعات تاريخي و نگريستن به ساختارهاي كلان است .

انگاره تعريف اجتماعي كه تاثير ماكس وبر آلماني و جامعه شناسي تفسيري اوست علاقمند مطالعه فرآيندهاي ذهني بين كنش گران اجتماعي است و بيش از همه به تعريف موقعيت از ديدگاه كنش گران علاقمند است . پارادايم رفتار اجتماعي تحت تاثير روان شناسي اسكينر به مطالعه ي رفتار غير انديشيده شده و بيروني و نظام پاداش ها و تنبيهات مي پردازد . اگر بخواهيم از كج رويه اي اجتماعي تعريفي ساده ارائه دهيم بايد آن را ناهمنوايي با هنجارهاي معيني تعريف كنيم كه توسط اكثريت افراد يك جامعه پذيرفته شده اند .

حال اگر قاچاق فيلم سنتوري را در دستگاه نظري تعريف گرايان اجتماعي قرار دهيم مي توانيم عنوان كنيم كه مادامي كه يك كنش از سوي مجموعه اي از كنشگران به عنوان عملي كج روانه شمرده نشود نمي توان به آن برچسب كج روي يا هنجار شكن بودن زد ما دزدي نمي كنيم . .. مرتكب جنايت نمي شويم ... چرا كه حافظه ي جمعي ما در پويشي كه طي فرايند اجتماعي شدن درون ذهنمان مي گذارد ما را به اين نقطه رهنمون مي گردد كه اعمال فوق را نابهنجار و مجرمانه تلقي مي كنيم كه اين خود منجر به شكل گيري قانون به عنوان ضمانت اجرايي مي گردد آيا در مورد قاچاق فيلم هم اين گونه است ؟

مسلما نه. پس تا هنگامي كه همه ما عمل توزیع و تكثير غير قانوني فيلم هاي سينمايي را عملي مجرمانه تعريف نكنيم اين روند تداوم خواهد يافت . هر چند قوانين سفت و سختي هم از جانب دستگاه قانون گذاري براي ممانعت از آن وضع شده باشد . نتيجه اينكه مجرمانه تلقي شدن مسئله ي قاچاق و تكثير غير مجاز فيلم هاي سينمايي بايد بر فرايند اجتماعي شدن و عمل مرتبط با آن از خانواده تا روابط با گروه هاي هم نسل تا رسانه هاي جمعي و .... به افراد يك نسل و يك جامعه آموخته شود.

نظرگاه دومي كه مي خواهيم از دريچه  آن به اين مسئله بنگريم ، نظريه انتقادي يا مكتب فرانكفورت است . اين نظريه محصولي از نو ماركسيست هاي آلماني است كه در دهه ي 1920 توسط جامعه شناساني نظير تئودورآدرنو ، ماكس هوركهايمر و هربرت ماركوزه بنیان گذاشته شده است كه شامل انتقاداتي از فلسفه اثباتي نظريه هاي ماركسيستي جبرگراي گذشته ، جامعه نوين ، جامعه شناسي كلاسيك و بالاخره آنچه در اين مثال به آن مي پردازيم انتقاد از صنعت فرهنگ است . در واقع صنعت فرهنگ در نگاه نظريه پردازان انتقادي، همان ساختارهاي عقلاني بوروكراتيك ( مانند شبكه هاي تلويزيوني ) است كه مهار فرهنگ نوين را در دست دارند و فرهنگ توده اي و غير واقعي و شيء واره توليد مي كند .

در واقع از نگاه مكتب فرانكفورت در جامعه نوين و عقلانيت مدرن ( كه به قول هربرت ماركوزه غير عقلاني است و انسان تك ساحتي مي آفريند ) ، فرهنگ تبديل به يك شيء قابل خريد و فروش مي گردد حال اگر فرهنگ يك صنعت است پس كالاي فرهنگي نيز بدون توجه به چارچوب هاي ارزشي و انسانيش به مثابه يك كالاي صنعتي مي تواند در عرصه رقابتي كثيف و نابرابر نابود گردد .

شما به عنوان توليد كننده ي لباس مثلا هزار تومان هزينه ي توليد داريد و مجبوريد آن را 1200 تومان بفروشيد . اما درست سر به زنگاه لباس چيني به همان كيفيت و شكل و شمايل و با قيمت 500 تومان وارد بازار مي شود و باقي قضايا ....

شايد اين بار كالاي فرهنگي ، كالاي فرهنگي نيست ... خود گاو مش حسن است ...

به اين ترتيب بوروكراسي قائم به فرد و نه چندان شكل يافته و سازماني شده ايراني فيلم سنتوري را روا نه ي بساط هاي پهن شده پياده روها مي كند و تهيه كننده آن مجبور به اعلام شماره حساب جهت كمك هاي مردمي مي شود . گلريزان براي بازماندگان يك مرحوم ...

فهرست منابع :

1 – نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر – جرج ونيز ترجمه ي محسن ثلاثي

2 – جامعه شناسي – آنتوني گيدنز – ترجمه منوچهر صبوري

3 – جامعه شناسي انحرافات اجتماعي – دكتر جعفر صداقت

 

سایر نوشته های این پرونده را بخوانید:    احمد میراحسان( تو همچنان داریوش مهرجویی هستی)

                                                        رضا آیدین( چرا سنتوری...؟)

                                                                           عماد نصیر دیوانی( اغتیاد بد است!)

                                                                          علی صوفی( فکر میکنم خیانته)

 

 

 

 

صفحه نخست سایت