درباره ما     تبلیغات     نظر و ارسال اثر      آرشیو

Text Box:

آدم برفی ها

ماهنامه سینما و ادبیات  شماره یک فروردین 87

صفحه نخست سایت

 

 

 

 

 

گزین گویه

هر گفته کامل در  معرض خطر ایدئولوژیک شدن قرار دارد     ( ژولیا کریستوا)

 

عکس برگزیده

 

فیلم پیشنهادی

کتاب پیشنهادی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Text Box:

پرونده سنتوری

چرا سنتوری؟؟؟ / رضا آیدین

نگاهی دیگر به قاچاق سنتوری 

«سنتوری» فیلم تازه داریوش مهرجویی توقیف می شود. در زد و خورد و بگیر و ببند اکران شدن یا نشدن، فیلم در چند كشور به نمایش در می آید و حتی قبل از آن هم 50 كپی از فیلم برای اكران به سینما ها داده می شود و از گوشه كنار شنیده می شود كه فیلم روی اینترنت قابل دسترسی است كه ناگهان نسخه دی وی دی قاچاقی فیلم با کیفیت عالی و با زیرنویس انگلیسی از جایی درز می کند و در تیراژ بالا هم در خیابان های شهر فروخته می شود اعلام می شود این ماجرا به «سینمای ملی» 4-5 میلیارد تومان ضرر زده است و اگر چنین اتفاقی نمی افتاد حتما پوزه اخراجی ها به زمین مالیده می شد و فیلم پر فروش ترین فیلم تاریخ می شد، غافل از اینكه شاهكارهای سینمایی مهرجویی هم هیچ گاه نتوانسته اند گوی سبقت را از سینمای كمدی ایران بربایند و برای همیشه سینمای مهرجویی سینمای مخاطب خاص خواهد بود.در همین احوال مهرجویی اعلام می کند این یک «سرقت هنری» است و سازندگان فیلم راضی نیستند. او می گوید خریدن این نسخه ها «از نظر شرعی حرام است.» به زودی شماره حساب بانکی مهرجویی اعلام می شود تا کسانی که مرتکب این عمل غیرشرعی شده اند پول بلیت را به آن واریز کنند و «سنتوری» دیدن شان را «حلال» کنند. در این بین خیلی ها با نخریدن نسخه قاچاق فیلم همچنان خود را افرادی فرهنگی و دوستدار مهرجویی جا می زنند و عده ای هم با خریدن فیلم سعی می كنند ضربه ای هر چند اندك به یكی بزنند حالا فرقی نمی كند چه كسی باشد، در كل كار غیر اخلاقی كیف دارد. مضحکه عظیمی از نمایش عمومی اخلاق گرایی و ضد اخلاق گرایی به راه می افتد. در میان این بازی هاست كه دوستی طی یك اس ام اس دوستانه از من می خواهد تا برای سنتوری چیزی بنویسم و من هم كه در گیر زندگی سگی، خری، اسبی و الاغی خودم هستم سعی می كنم در میان همه این حیوانات چیزی از خودم در كنم و یا به شیوه روزنامه نگاری مطلبی را كمی بالا پایین كنم تا تحویل این دوست عزیز بدهم و از شرمندگیش برای دوستی با من در بیایم.

آنچه درباره سنتوری مرا بیشتر به نوشتن وا می دارد حاشیه هایش است تا خود فیلم چون احتمالا درباره خود فیلم خیلی از دوستان قلم فرسایی ها كرده اند و می كنند و جایی برای من بی قلم بی سواد بی همه چیز نمی ماند.

علی سنتوری با سنتورش و با عبای قهوه ای و خانواده مذهبی و موسیقی عامه پسندش برای هیچ چیز احترامی قائل نیست، به هیچ چیز اعتقاد ندارد و به خودویرانگری محض رسیده و همین است كه جوان های مدعی و سیگار به لب و عشق فیلم و عشق موسیقی را تحریك می كند تا به یاد داریوش خواننده افسانه ای همه قشرها و قرن ها با این فیلم كلی حال كنند!علی سنتوری بر وزن علی کنکوری!( می گویند او هم مثل علی ترک کرده!)

آنچه مسلم است این است كه معمولا فیلم های ساختار شكن شایستگی این همه جنجال و سر و صدا و توقیف و ... را دارند تا مورد قاچاق قرار بگیرد و همه به دنبال تهیه فیلم باشند تا ببینند این چیست كه این همه ممنوعیت و خط قرمز  شاملش شده. حتی حضور چنین پدیده ای هم در پس قاچاق سنتوری نوعی ساختار شكنی به شمار نمی آید چرا كه از این اتفاق ها بار ها در سینمای ملی ما افتاده است. نخستین بار فیلم «آدم برفی» چنین سرنوشتی پیدا کرد. فیلمی که در سال ۷۳ نتوانست اجازه نمایش بگیرد و بلافاصله نسخه‌های غیرمجازش در بازار ویدیویی آن زمان منتشر شد.و پس از آن «دیدار»، «دایره» و «طلای سرخ» از جمله آنها هستند. چند فیلم مانند «اخراجی‌ها» و «نقاب» هم بویژه در سالهای اخیر بعد از شروع نمایش و در نسخه‌های متفاوت به بازار آمده‌اند.

آنچه برای من جالب است اتفاقاتی است كه پس زمینه این قصه است. حتما همه كسانی كه فیلم را دیده اند به این نتیجه رسیده اند كه فیلم به لحاظ محتوایی و ساختاری از هیچ خط قرمزی عبور نكرده و یك فیلم كاملا معمولی است پس چرا باید توقیف شود؟؟؟

در ادامه قدرت نمایی های جناحی در عرصه فرهنگ  فیلم توقیف می شود تا به نوعی قدرت برخی در مقوله هایی چون سینما و فرهنگ به رخ کشیده شود ولی جالب تر از همه این است كه  این پدیده هیجان آنگیز(قاچاق)! خیلی زودتر از اینها می توانست اتفاق بیفتد ولی چرا اینکه درست به این روزهای مهم می رسد جای سوال دارد.

گروه هایی كه تمام سعی خود را كردند تا فیلم های ارزشی مثل روز سوم دچار قاچاق نشود و انصافا موفق هم شدند در جلوگیری از قاچاق سنتوری نقشی ایفا کردند ؟ دلشان نخواست نقشی داشته باشند؟

اصلا  چرا قاچاق سنتوری برای دلسوزان سینمای ملی یك پدیده شوم به حساب نمی آید؟ چرا  همه بیشتر از تقبیح اصل قضیه به دنبال پیدا كردن مقصر هستند ؟

 

نوشته های دیگر این پرونده را بخوانید:    احمد میراحسان ( تو همان داریوش مهرجویی هستی)

                                                                         علی جعفر زاده( صدا چون می دهد ساز شکسته...)

                                                                         عماد نصیر دیوانی( اعتیاد بد است!)

                                                                         علی صوفی( فکر میکنم خیانته!) 

  

   

 

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر منبع ممنوع می باشد