Text Box: درباره ما     تبلیغات     نظر و ارسال اثر      آرشیو 

   صفحه اول سایت

 

 

آدم برفی ها

ماهنامه سینما و ادبیات  شماره دو  اردیبهشت 87

 

چهارشعر از جعفر خادم

در رودخانه ای سرد

سنگی بودم!

نه گپی می زدم

نه می شنیدم

آب

می خورد به تخته تنم

×××

این گنجشک

دیرتر از دیگران پرید

روی جدول خیابان نشست

سر خم کرد به ته زمین

با پرهای پریشانش

انگار تنهایی را پیرتر بوییده بود

×××

در کرانه های سپیدرود

جایی برای گریستن نبود

آنجا که ماهیان

خواب دریا را برقلاب ماهیگیران

تاب می خوردند

 ×××

قلاب لبم را گرفت

کشیده شدم انگار در سرازیری

بالا آمدم

چشمانم افتاد به آسمان آبی

چنگ انداخت هوا دور گلویم

سرم را ماهیگیر به انگشت نگه داشت

خیال کردم از قرماق سوا می شوم

امیدی هست

تا دوباره به آب ها بیفتم

باز سرمست از پیچ و تاب

اما نه

بر کف قایقش پرت شدم

گمان می برم فردا

درون زنبیلی   لس خوابیده

یا خشک

ماهی دودی ام

یا شور×

×××

 

 

 

 

شعری از مهدی موسوی

ربّ تبرّك ، عكس من ، كنكور تضمينی

آواز «سوسن» در ميان هدفون چينی!

ما در SMS عشق می بازيم و می گرييم

در روزنامه بحث روشنفكری دينی!!

بازار دنيا گرم بود و هست و خواهد بود

امّا دو چای سرد مانده داخل سينی

در باغچه فوّاره ای از آهن و فولاد

بر روی ميزِ كار من گلهاي تزئيني

خوابي و دنيا خواب! تاريكي و تاريك است

پس چشم را وا می كنی... چيزي نمی بينی!

از لايه ي پير اُزن تا سكس!... دنيايی ست

مبهوت در سوراخ بالايی و پايينی

عرفان اسلامی و شرقی ، شمس يا بودا؟!

بحث است توي سالن جرّاحی بينی

تو عكس يك هيچی كه روی طاقچه مانده!

لبخند داری می زنی هرچند غمگينی

دارد برايت جيك جيك از عشق می گويد

توی اتاق مرده ام يك جوجه ماشينی

 

دو شعر از علی جعفر زاده

نگاه کن

پرنده ی کوچکی را که نوک میزند به تصویر تو/ توی آب

دوست بیچاره من/ ماه!

طرحی از رضا کاظمی

در وقت انفجار ، زنی غرق تاک.. تیک

بند سیاه... نور.... و یک انتحار شیک

 

مردی که بیخیال، ورق می زند به فال

بی بی دل اسیر شده زیر آس پیک

 

بر بوم نیمه کاره زن ، گوشه اتاق

تصویر جنگلی است و خودکار سبز بیک

 

بر فرش، شاه خشت به 2 بسته است دل

بالا به روی تاقچه تصویر یک چریک...

 

باران گرفته است و زن پخش می شود

با طعنه های خیس هوا می شود شریک

 

باران گرفته است دلی زیر ناودان...

حالا که مرد غرق زن و اشک ...چیک...چیک

 

بعدش تمام شهر پلیس اند مرد هم

...دارد برای مرگ خودش می دهد کشیک

 

دی ماه 81

لاهیجان

شعری از رضا کاظمی

پك زنانه / لابی

روبروی پسر /شاعر

كنار من  آن دورها/ آدم به دورها

روزنامه هامي رقصند

روي خط پسر

بوق و بوق توي سر

دختر روايتگر است

با هر نفس تازه

تازه فهميدند

پشت درد پسر ، روزنامه پشت روزنامه

دست مرا كه بستند

يا تمام بطريهاي پپسي مشهدي

كه

از عشقي كه سوخته

با اسم زيباي دختر

پك/بغض

فراموش كرد/ي/م/یم/ید/ند

پشت دود سيگار تو گريه كردم

دست مرا گرفتي

دست مرا گرفتند

خط عبور تو، ادكلن سرد نوستالژيك

نامه هاي پست نشده/روزنامه هاي بسته شده

من پرت شدم

از برج/ دره  خواب

دلم قيژ رفت

سالهاست روزنامه نمي خوانم

لطفا سه نخ وينستون

                                                   14 مرداد 83 لاهيجان

سیاهچاله / شعری از مجید اسطیری

شنوندگان عزيز

صداي من را از سياهچاله ي خودم مي شنويد

اين كه مي بينيد فانوس دريايي نيست

تنها دستي ست كه صدا ندارد

 

شنوندگان عزيز

مي توانيد موج را عوض كنيد

اما به گيرنده هايتان دست نزنيد

به خدا اين فرستاده جاذبه را انكار نمي كند

 

شنوندگان عزيز

سياهچاله هايتان را دريافته ام

از كدام سو گشوده مي شود ؟

چه كسي مي بازد ؟

 

شنوندگان عزيز

از سياهچاله ي خودم با شما خداحافظي مي كنم

دست شما را مي فشارم

و رها نمي كنم

   

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر منبع ممنوع می باشد