درباره ما     تبلیغات     نظر و ارسال اثر      آرشیو

     صفحه اول سایت

Text Box:

آدم برفی ها

ماهنامه سینما و ادبیات  شماره دو  اردیبهشت 87

 

 

گزین گویه

من بزرگم. این فیلمان که کوچیک شدن(سانست بلوار)

 

عکس برگزیده

دنیل دی لوئیس

 

فیلم پیشنهادی

پای چپ من

کتاب پیشنهادی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه نگاه به خون به پا خواهد شد( پل تامس اندرسن) 

 یک: رضا کاظمی  دو: رضا آیدین  سه: کیانمهر دشتی

برای خواندن نوشته دیگر بر این فیلم روی نام نویسنده اش کلیک کنید

دنیل دی لوئیس

نفت به پا می شود/ گردآوری و برگردان :رضا آیدین

پل توماس اندرسون از جمله فيلمسازان مولف سينمای آمريکا در دهه 90 محسوب می‌شود. اين فيلمساز صاحب سبک، خوش قريحه و با استعداد آمريکايي که تاکنون برای فيلم‌هايش 2 بار نامزد دريافت جايزه اسکار شده در نگارش فيلم‌نامه « خون به پا می شود» از رمان مشهور «نفت» (1927) نوشته اوپتون سينکلر الهام گرفته است.

«نفت» يکي از برجسته‌ترين آثار سينکلر نويسنده مبارز و پرکار آمريکايي است که در طول 90 سال زندگي پر ثمرش بيش از 90 کتاب با موضوعات مختلف نگاشته است. اين برنده جايزه پوليتزر به عنوان محقق پيشتاز در حوزه جامعه شناسی، حامی دکترين‌های سوسياليزم و طرفدار هر جريان آرمان‌گرايی است که به نوعي با دولت سرجنگ دارد.

پل توماس اندرسون نيز يکی از اعضاي اولين نسل از « فيلمسازان VCR» به شمار می‌رود، فيلمسازانی چون کوئنتين تارانتينو و کوين اسميت که به جای آموزش ديدن و کسب مهارت‌های حرفه‌ای در دانشکده‌هاي فيلمسازي با تماشاي هزاران فيلم به کارگردان‌هاي برجسته و مهمي تبديل شده‌اند.

او در پيشبرد روايت فيلم‌هايش تنها از روابط کاراکترها استفاده مي‌کند نه لزوما از طرح داستان و به تدريج و آرام آرام شخصيت اصلي را با جهان پيرامون‌اش بيگانه مي‌سازد. اندرسون معمولا در فيلم‌هايش از بازيگران خاص و صاحب سبکی استفاده مي‌کند که از شاخص‌ترين آن‌ها می‌توان از فيليپ سيمور هافمن، فيليپ بيکرهال، جان رايلي و ملورا والترز نام برد و نکته جالب‌تر اين‌که هيچکدام از اين بازيگران در «آنجا خون به پا مي شود» حضور ندارند.

پانزده دقيقه ابتدايی فيلم با موسيقی سينتی سايزر که رفته رفته اوج مي‌گيرد، بدون هيچ ديالوگی صحنه‌هايی از تلاش دانيل را در سال 1898 نشان مي‌دهد که برای يافتن طلا و نقره با زحمت زمين را می‌کند اما در کمال ناباوری به نفت مي‌رسد. تا سال 1911  ثروتی بادآورده  به دست می آورد و زندگی‌اش دگرگون مي گردد. در اين ميان صاحب يک فرزند هم می‌شود. او که يک منبع نفتی را در منطقه‌ای روستايی کشف کرده و با قوانين استاندارد تاسيس و راه‌اندازی شرکت‌های نفتی آشنايي دارد با بهانه‌های دروغين به مزرعه ساندی‌ها می‌رود، خانواده‌های ديندار و متدين که سال‌هاست مالک آن زمين هستند. او در قبال مبلغی تقريبا ناچيز امتياز حفر چاه را می‌گيرد و بلافاصله دکل‌های حفاری را در آن‌جا مستقر می‌کند.

داستان فيلم تقريبا در همين چند سکانس ابتداي فيلم لو می‌رود و در خلال همين دقايق کوتاه ماديت‌گرايی، خلاقيت و اصالت استثنايي پارتيتوموزيکال فيلم کاملا روشن مي‌شود. اين فيلم که در «مارفا» (لوکيشن «جایی برای پیرمردها نیست») فيلمبرداری شده، شرح تلاش مخاطره‌آميز و خطرناک دانيل براي بهره‌برداري از گنجينه طلاي سياهي است که مفت و مجانی به چنگ آورده است. اتاقک‌هاي کانتينری و تجهيزات پراکنده اما مورد استفاده در فيلم، با فکر و نقشه قبلي ست و فيلمبرداری رابرت السويت (مايکل کليتون) و حرکات عالي و حساب‌شده دوربين‌اش بر تاثيرگذاري هر چه بيشتر فيلم مي‌افزايد. اما يکي از وجوه تمايز اين فيلم نسبت به آثار مشابهش زبان آن و نحوه بيان بازيگران آن است و شايد دليل روشن‌ترش وجود دانيل دی لوئيس. او در ادای ديالوگ‌هايش از نحوه صحبت و نوع صدای جان هيوستون- تا اندازه‌ای در «محله چينی‌ها»- الگو برداری کرده است.

خون به پا مي شود از آن دسته فیلم هایی است که به آسانی بزرگ خوانده می شود ولی من از بزرگی آن مطمئن نیستم. فیلم در همان منطقه ای در تگزاس فیلم برداری شد که جایی برای پیرمردها نیست فیلم برداری شده بود و آن فیلم  بزرگ و بی عیب و نقصی بود. اما خون به پا خواهد شد بی عیب و نقص نیست و نقص های آن (مانند سخت بودن شخصیت ها، نبودن زن و تفکرات اجتماع معمولی، پایانش و بی رحمی اش) ما را بسیار به خود جذب می کند و اینها چیز کمی نیست.

 

برای خواندن نوشته دیگر بر این فیلم نامهای زیر را کلیک کنید 

یک: رضا کاظمی    سه: کیانمهر دشتی

 

                                                                        

   

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر منبع ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است.