درباره ما     تبلیغات     نظر و ارسال اثر      آرشیو

     صفحه اول سایت

Text Box:

آدم برفی ها

ماهنامه سینما و ادبیات  شماره دو  اردیبهشت 87

 

 

گزین گویه

ما کجاییم و ملامتگر بیکار کجا؟(عالیجناب حافظ)

 

عکس برگزیده

 

فیلم پیشنهادی

 

گریفین و فونیکس 1972

کتاب پیشنهادی

 

 

 

 

 

 

 

 

اگر تو ننویسی /بابک حسین دوست

حدود همین یک ماه پیش دو نشریه خوب سینمایی تعطیل شدند.

نخست هفت که رویکردی ویِِژه به هفت هنر داشت و نشریه ای چشم نواز بود هرچند حجم نوشته هایش همیشه کم بود و خواننده را به جای سیراب کردن ،بیشتر تشنه میکرد و بیشتر صفحه هایش را عکسهای بسیار زیبای عباس کوثری و .. شکل می دادند . گرافیک بسیار خوب و آبرومندی داشت  که به جرات می شود گفت بهترین گرافیک در همه نشریه های کشورمان بود.بعید نیست همین عکسها که از نگاه من نقطه قوت بودند چشم اسفندیار  این نشریه برای ممیزی شدند و بهانه را به دست دادند. احمد طالبی نزاد وقتی این نشریه را به دست گرفت در هوشمندانه ترین کار ممکن سردبیری اش را به خودش نداد و فرهیخته ای چون مجید اسلامی را به سردبیری دعوت کرد. مجید اسلامی از انگشت شمار آدمهای  پالوده و آزاد اندیش نقد سینمایی بود و هست که هرگز ننگ و آلودگی فرامتن و حاشیه های بی ارزش را به متنهای سنجیده و ارزشمندش راه نداده و همواره نقد نویسی را  همچون گونه ای از خلق ادبی نگریسته – که به حق نیز چنین است- او از کسانی است  که به منتقد بودن شرافت آفرینش و باز آفرینی هنر ناب بخشیده اند... درست برخلاف رویه جوان پسند و بزن در رویی که در نقد نویسی این روزگار به چشم می خورد. مجید اسلامی با نقدهای تئوریک و طرح مبانی نظری و البته کاربردی درک فیلم ،حق بسیار بزرگی بر گردن نقد و ادبیات سینمایی و البته سینمای این سرزمین دارد. جالب است که او بر ادبیات حتی بیش از همان حوزه سینما آگاهی و وقوف دارد و نتیجه نگاه هوشمندانه و فرهنگی اش را در بخشهای مربوط به ادبیات ماهنامه هفت هم می شد دید. خوبی هایش را که گفتیم از این ور داستان هم بگوییم. به نظرم ضعیف ترین بخش هفت ، همان بخشهای مربوط به نقد سینماییش بود که هرچند با ارزش و  گاه خواندنی بود ولی افت چشمگیری نسبت به سایر حوزه های هنری نشان می داد و دیگر ، نوشته های همیشه توهین آمیز و خود شیفته وار هادی چپردار که هرگز نشد طنزی بنویسد که فارغ از حضور ملکوتی خودش در آن باشد  و دیگران را تحقیر نکند. او هرگز رابطه  و مناسبات طنز آمیز شکل نمی داد یا مضامینی که فارغ از له کردن دیگری بتواند جذاب باشد.معلوم نشد او به گواهی چه آثاری خود را نویسنده ای بزرگ می دانست که می تواند آثار دیگران را به نقد بکشد و دست بیندازد. تنها دستمایه او برای طنز نوشتن تمسخر و تمسخر و تمسخر بود.  هفت یک خصوصیت آشکار و منفی دیگر هم داشت و آن خانواده ای بودن آن و منحصر بودن آن در دستان کمتر از ده نفر بود که در همه حوزه ها صاحب نظر بودند!!!در همین حال و احوال بود که فیلمساز متوسطی چون کیومرث پوراحمد به نقد ادبی هم می پرداخت. کسی که دو فیلم بسیار پیش پا افتاده و بی ارزش همین چند سال سینمای ایران سهم اوست. اما  هفت، احترام و ارزش در خور تئاتر را بار دیگر به این هنر ناب هدیه داد و نبودنش دریغی بزرگ برای تئاتری هاست....   

 

از آن سو دنیای تصویر است  که با نگاه فراگیرتر به انبوه مخاطبان سینمای عامه پسندتر منتشر می شد و مجموعه بسیار متنوع و جذابی از سینمای روز دنیا -و البته بیشتر هالیوود- برای خوانندگانش فراهم میکرد و به جرات می شود گفت بهترین خبررسانی سینمایی را در میان نشریه های سینمایی غیر روزانه داشت. از آن گذشته،  جشن سالانه دنیای تصویر هم کوهی از انرِِژی مثبت و شور و شوق بود که هرسال به سینمای بیجان ایران هدیه می شد. مراسمی که جدا از ساز و کارهای خیلی رسمی و سفارشی برگزار می شد و انگیزه خوبی برای یک جشن سینمایی متفاوت و شیرین ایجاد می کرد. هرچند آنجا هم نگاه داورانه نگاه چندان منصفانه ای نبود و داوریهایش کاملا بسته بندی شده و از پیش آشکار بود و زیاد ربطی به خوب و بد بودن فیلمها نداشت.در این حال و احوال بود که فیلمی چون ازدواج به سبک ایرانی که انصافا فیلم بد و سخیفی است مورد تشویق بی اندازه قرار می گرفت.  علی معلم سردبیر پرتلاش و دوست داشتنی( البته از نظر دوستانش) دنیای تصویر دو هفته ای پیش از این لغو امتیاز در برنامه دوقدم مانده به صبح در تلویزیون به همراه یک منتقد دیگر- حسین معززی نیا- حاضر شده بود و حرفهای صریح و بی پرده ای به زبان آورده بود ولی در سخنانش چیزی نبود که چنین فرجامی را رقم برند. بیشتر حرفهای او در نفی سینمای موسوم به روشنفکری – چنان که او گفت- و جشنواره ای و ضد قصه بود و تاکید بر قهرمان سازی و داستان پردازی در سینما .و البته در جایی گلزار و مهناز افشار را هم به تیغ هزلش کشید که خیلی ها را اتفاقا خوش آمد -علی الخصوص طرفداران آن جوان دیگر سینمای ایران را که دیگر جوان هم نیست-  و بر رادمردی اش آفرین گفتند. بعید است آن برنامه جنجالی ربطی به به این داستان توقیف داشته باشد.

نبودن این دو نشریه آسیب بزرگ و غیر قابل انکاری برای نشریات سینمایی کشورمان است. من نمی دانم به جز مجله فیلم کدام مجله درست و حسابی دیگری در حوزه سینما منتشر می شود و این ندانستن،  هم به دلیل کم دانستن من است و هم کم برد بودن آن نشریات.. حتما چند تایی هستند و حتما برخی شان ارزشمند و خواندنی اند ولی خودمان را که گول نمی خواهیم بزنیم- شما دوست داشتید گول بزنید-  باید پذیرفت که آنها با همه احترام، از نظر تعداد مخاطب و مورد پسند بودن پشت سر این دو نشریه می ایستادند .

کسی چه می داند؟ شاید این دو نشریه باز هم برگردند و کارشان را از سر بگیرند با همین نام یا با نامی دیگر . نام زیاد هم مهم نیست. شاید هم نویسندگان ارزشمندی که در این دو نشریه بودند برای نشریات دیگر بنویسند. در نگاهی فرانگر و دور از نام و نان، آن چیز که به نوشتن شرافت می بخشد نویسنده است نه مجله یا نشریه. کسی مثل مجید اسلامی هرجا که بنویسد سلطان جهان است و اگر ننویسد بزرگترین غم دوستداران نوشته های پر آموزه و ارجمندش است.

 

   

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر منبع ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است