|
درباره ما تبلیغات نظر و ارسال اثر آرشیو
|
![]() |
آدم برفی ها ماهنامه سینما و ادبیات شماره سه خرداد 87
|
|
عکس های اختصاصی
کتاب پیشنهادی
عکسهای بالا از رضا کاظمی
عکسهای زیر از مجتبی غلام دوست و دوستانش
|
ورک شاپ مازیار بهاری
اختصاصی آدم برفی ها: بیست و هفتم اردیبهشت هشتاد و هفت ،ورک شاپ مازیار بهاری مستند ساز نامدار و تحسین شده ایرانی ، در ادامه ورک شاپ تهران و انجمن مستندسازان ایران در خانه سینما، درلاهیجان برگزار شد. آثار گزارشی مازیار بهاری در جهان محبوبیت زیادی دارد. او گزارشهایی از عراق تهیه کرده و به افشای ارتش آمریکا و منافقین پرداخته است. *** عباس کیارستمی( وشایعه حضور بی خبر ژولیت بینوش در لاهیجان)،جعفر پناهی، سیف ا... صمدیان،شادمهر راستین، پیروز کلانتری ، محمد تهامی نژاد، حضور مسعود کیمیایی و پذیرایی به یاد ماندنی یک علاقمند کارهای فرهنگی و صاحب کارخانه چای کارمین( نعمت یاور زاده) و این بار مازیار بهاری... همه و همه با کاتالیزور یک منتقد نام آشنای لاهیجانی : احمد میراحسان... تصور آن که ژولیت بینوش و عباس کیارستمی بی سرو صدا از خانه میراحسان سر در آوردند همان قدر تعجب آور است که فردا باخبر شویم اسکورسیزی با هواپیمای اختصاصی در حیاط خانه او فرود آمده.اما اگر این را شنیدید تعجب نکنید چون همه قبلی ها در همین سال 86 در لاهیجان اتفاق افتاده است. برگزاری این ورک شاپهای مهم یک اتفاق مهم حتی در سطح ایران است و بی تردید لاهیجان در این میان پدیده ای غیر قابل انکار و غبطه بر انگیز برای خیلی هاست. شهری با جاذبه های بسیار و بی شک از زیباترین شهرهای ایران( اگر نگوییم زیباترین)...شهری که امروز حتی سینما ندارد و هیچ برنامه ای در هیچ زمینه فرهنگی در آن جریان ندارد .و تازه به دوران رسیدگی و بد سلیقگی ها، زیبایی های طبیعی شهر را هم دارد به نابودی می کشاند چه رسد به برنامه ریزی برای امور فرهنگی که به هر حال خرده ذوقی هم می خواهد...در این حال و احوال این حرکت های بی چشمداشت فرهنگی و بدون حمایت متولیان فرهنگی فقط و فقط یک دلیل دارد: شیدایی و عشق. ***
در تاریخ جمعه27 اردیبهشت ورک شاپ مازیار بهاری در دو قسمت صبح و عصر برگزار شد. جلسه صبح را میر احسان اداره کرد. فیلمهایی از بهاری نمایش داده شد:آیت ا... سیستانی،و عنکبوت آمد،نقاشی کن، هدف خبرنگار و...همچنین مستند کارت قرمز مهناز افضلی نیز به نمایش در آمد. جلسه صبح شامل بحث تئوریک درباره مستند گزارشی بود: ساختارهای نوین مستند گزارشی،علل عدم رشد آن در ایران، غلبه ذهنی گرایی و فرمالیسم در کشور ما و... میر احسان در بخشی از سخنانش گفت: همه سینمای مستند و آنچه به نام مستند گزارشگر می شناسیم در آغاز یک چیز بوده اند. اولین تصاویر برادران لومی یر نخستین تصاویر خبر دهنده بودند. در آن زمان هر تصویری به دلیل تازگی پدیده سینما ارزش خبری داشت... از آنجا که مستند به ساختار مدرن زندگی و اقتصاد و فن آوری و سرمایه داری و رقابتهای بخش خصوصی و توسعه اجتماعی و توسعه ارتباطی بستگی دارد مانند هر کالای وارداتی به ایران رنگ و بوی سورئال می گیرد. هر چقدر در غرب مستند در پیوند با زندگی مردم و تصویر جامعه بود وروردش به ایران کارکرد معکوسی داشت. اولین مستندهای خبردهنده در ایران به مظفرالدین شاه و دربار و اخبار دلقک های او و سرگرمی هایش اختصاص دارند وعجیب نیست که در آن جامعه عقب مانده قاجاری، مهم ترین خبرها مربوط به شاه بود و مستند و خبر هم دربست در باره او!!!دیکتاتوری رضا خان و فرو کردن مدرنیزاسیون به جامعه از سوی او و عقب ماندگی های فرهنگی آن دوران باز هم گزارشهای مستند را مختص به آن شاه دیکتاتور کرد و باز نشانی از زندگی جامعه و مردم در آن دوران در دست نیست. در دوران محمد رضا با وجود توسعه یافتن نهادهای مدرن و ابزار تصویری،باز هم کانون مستندها باید شخص شاه می بود!!!عجیب نیست علیرغم بودن دوربین، از اتقلاب مشروطه و رویدادهای بزرگ داخلی همچون قیام جنگل،قیام کلنل پسیان،محاکمه 53 نفر،اعتصابات و حتی وقایع بعد از جنگ جهانی دوم و ملی شدن نفت تصویری نداریم؟اگر هم تصاویری هست فیلم های تولید شده توسط متفقین و دیگران است که آنها هم محدود است.این فیلمهای گزارشی محصول اصل چهار ترومن و تاسیس اولین نهاد رسمی است که از همکاری دانشگاه سیراکیوز و سازمان سیا و پنتاگون بوچود آمده بود و عموما گزارشهای جعلی از چهره روستا بنا به نیازهای آمریکا تهیه می کرد.با توجه به توسعه غرب گرایانه دوران محمدرضا مستند سازی در ایران رواج یافت.اما نه گزارشهای آزاد از چهره اجتماع بلکه مستندهای میراث فرهنگی یا شرکت نفت انگلیس که مربوط به دهه سی است و مستندهای دهه چهل و پنجاه که به آئین ها و فولکلور می پردازد. بسته بودن فضا و کوتاه نظری ، هم باعث می شد فیلمی چون علف ( کوپر - پودساک) توقیف شود و هم در دهه پنجاه مثلا فیلمهای کامران شیردل همچون قلعه- تهران پایتخت ایران- اون شب که بارون اومد و... انقلاب همه زندگی را به صحنه آورد. دیوارها فروریخت و مردم در خیابانها حضور داشتند.در آن زمان رسانه تصویری نقشی در شکل گیری انقلاب نداشت.انقلاب با رادیو ، بیانیه ها، اطلاعیه ها و شعارها و دیوار نوشته ها و سینه به سینه پا گرفت.مستند سازان پراکنده و آزاد در سراسر کشور در آن مقطع تصاویر ماندگاری از آن انقلاب باشکوه خلق کرده اند که کاش آرشیو شود و نابود نگردد زیرا چهره واقعی انقلاب آن جاست. دیری نگذشته بود که جنگ تحمیلی فرا رسید. جنگ برای مستند گزارشگر ایران یک فرصت مناسب بود. هرچند تصاویر دفاع مقدس در انحصار نهادهای رسمی بود ولی برای اولین بار بود که دوربین گزارشگر بر لبه ی مرگ و در وسط صحنه مرگ و زندگی قرار گرفت. و عالی ترین تصاویر زنده را ارائه داد که در تاریخ مستند گزارشی ما بی نظیر است.هرچند بعدها روایت فاخر و عرفانی آوینی در روایت فتح بر تصاویر سنگینی می کرد و حال و هوای خاصی به صحنه ها می داد ولی تصویر مستند جنگ از جوانان بسیجی و رزمنده در لحظه های پیش از شهادت یا شهادت در برابر دوربین و واقیت روزمره زندگی در جبهه از نظر ارزش رپرتاژ تصویری ماندگار و بی نظیر است. با ورود دیجیتال ، دوربین و سوژه مستند به درون خانه ها هم سر زد و در دوران گذار اجتماعی و بحرانها و چالشهای آن مستندهای بسیاری درباره حقوق کودکان و زنان و جوانان ساخته شد. امروزه با توجه به در انحصار دولت بودن مستند گزارشی در ایران و عدم وجود خریدار برای این مستندها توجه به جشنواره ها برای مستندسازان یک اصل شده است. جامعه اگر به مستند کم توجهی کند،مثل آن است که آلبوم خانوادگی اش را از دست داده یا هرگز عکسی از رویدادهای مهم زندگی اش نداشته است. در قسمت دوم ورک شاپ، مازیار بهاری گفت:من نمی دانم اصطلاح مستند گزارشی از کجا آمده. من در زبان انگلیسی چنین اصطلاحی را نمی شناسم و مستند گزارشی یک گونه جدا نیست. فیلمساز فیلم خود را می سازد و آگاه نیست در چه گونه ای می سازد این طبقه بندی ها کار تئوریسین هاست. میراحسان در مخالفت گفت: به نظرم مازیار با این حرف ارزش مستند ساز را تقلیل می دهد. مستند ساز می داند دارد مثلا مستندی درباره حیات وحش، یک پدیده غلمی،مستند صنعتی در معرفی و تبلیغ یک کالا،مستند اجتماعی شخصیت محور با بررسی شخصیت ها،مستند پرتره، مستند شاعرانه و انتزاعی یا هرگونه دیگر می سازد یانه. درست است که هر مستند حاوی گزارشی کلی از رویدادی در زمان/ مکان تاریخی است اما لزوما مستند گزارشی یا گزارشگر نیست. آیا مثلا باله مکانیکی، جام حسنلو یا برلین سمفونی شهر یا مارهای ایرانی ، ماریا،روزهای بی تقویم، جمشید و... مستند گزارشی است؟ عناصر مستند گزارشگر بسط عنصر خبر ،نفوذ شگردهای هنری ،گسترش در طول زمان و طول فیلم،توجه عمیق تر به یک واقعه و روایت پرورده آن و ... هستند که با ژورنالیزم و اطلاع رسانی تصویری مرتبط است. مازیار بهاری گفت: درست است. اشتباه من شاید این بود که در انگلیسی نامگذاری مخصوصی برای این گونه ندیده بودم . فکر میکنم مستند ژورنالیستی و تلویزیونی که گزارشی وسیع تر از خبرNews در اختیار می گذارد را می توان مستند گزارشی نامید. در جلسه بعد از ظهر چند مستند دیگر از بهاری نمایش داده شداز جمله: آیت ا... صانعی، عجیب ترین ارتش دنیا، فوتبال به سبک ایرانی و... مازیار بهاری از تجربه مستند سازی خود در خارج از ایران گفت:من هر گز برای آثار ساخته شده ام در خارج از کشور با سانسور مواجه نشده ام ولی برخی موضوعها هست که اساسا نمی گذارند به طرفشان بروید و هیچ کس هم برایتان سرمایه گذاری نمی کند.مثلا هرگز نمی توانید از مظلومیت فلسطینی ها دفاع کنید یا فیلمی بسازید که هیتلر را چهره ای مثبت نشان دهد یا مثلا فیلمی که هولوکاست را زیر سوال ببرد. به هرحال این فشارها وجود دارد. من چند وقتی است که دوست دارم با کسانی در پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا که در باره ایران سیاست کذاری می کنند مصاحبه کنم اما آنها به هیچ وجه حاضر به گفتگو نیستند ولی مثلا با شبکه های مطیع خودشان مثل فاکس نیوز به راحتی گفتگو می کنند.... به هرحال این گونه سانسور و بستن راههای اطلاع رسانی وجود دارد. بهاری درباره مستند سازی در ایران گفت: در ایران برای مستند ارزشی قایل نیستند و حمایت چندانی در کار نیست یادم است سیف ا... داد وقتی معاون سینمایی شده بود گفته بود فقط سینمای داستانی را به عنوان سینما قبول دارد! تلویزیون ایران فیلمهای امثال من را نشان نمی دهد و به همین سادگی من 99 درصد تماشاگر های بالقوه ام را از دست می دهم. بهاری در ادامه گفت: فکر نکنید شبکه های خارجی و جشنواره ها منتظر فیلمهایی هستند که مدام نق بزند و چهره ای معترض نشان بدهد . آنها پیشتر و بیشتر از هر چیز به پرداخت و کارگردانی اهمیت می دهند تا سوژه. سینمای من بیطرفانه نیست . من سعی می کنم به مسایل تراژیک نزدیک شوم و این گزینش آگاهانه و ارادی برای دراماتیزه کردن فیلمم، منافی بی طرفی محض است ولی خودم را با فاصله از سوژه نگه می دارم . مثلا اگر در صحنه ای مادری بر مرگ کودکش گریه می کند من دوربینم را به سویش می برم ولی دیگر اصرار نمی کنم که کلوزآپ بگیرم و... و در کل مداخله احساسی در صحنه نمی کنم. بهاری تاکید کرد که فیلمساز جشنواره ای نیست و برای سرویسهای خبری گزارشهای مستند می سازد. او افزود: امروزه مستند در ایران با کدگذاریهای زیاد و ذهنی گرایی شدید ساخته می شود به همین دلیل مخاطب کم شماری دارد. اطلاع رسانی عامل مهمی در سینمای مستند است.امروزه ساختن فیلم مستند آسانتر شده و به سرمایه کمتری نیاز دارد. من تنها یک محدودیت و اجبار برای خودم در فیلمهایم قایل هستم و آن پرداخت ساده به موضوع و دوری از پیچیدگی است. |
|
|
استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است |