|
درباره ما تبلیغات ارسال نظر آرشیو
|
![]() |
ماهنامه سینما و ادبیات شماره چهار تیر 87
|
|
گزین گویه امروز همه جهان ، یک پیر فرزانه است(مک لوهان)
تصویر برگزیده
فیلم پیشنهادی
|
ضرورت بازخوانی نوین پدیده ای به نام بهرنگی احمد میراحسان صمد قهرمان روزهای کودکی و نوجوانی جانی نسل ما و نسل پیش از انقلاب بویژه در دهه پنجاه است.خاطره گرم و شریف و مبارز او ،چهره نجیب و رادیکال و آن سبیل ها و ماه سیاه کوچولو و مبارزه چریکی و داستان های مبارزه طبقاتی او در ادبیات کودک و مرگ او در آن دوران با هم در امیخته است و هریک گفتنی های فراوانی در خود نهفته دارد و چون نشانه ای راهنما به درک یک دوران مک میکند.او جهره معتبر قصه کودکان و افسانه های انقلابی در حلقه ای علنی از روشنفکران چپ ضد دیکتاتوری مثل غلامحسین ساعدی و منوچهر هزار خانی بود که راس شان جلال آل احمد بشمار می آمد که گسسته از حزب توده به روایت انقلابی از اسلام روی آورده بود و جمع پنهان و مخفی ستیزه جو و عمل گرای چریکی اصلی اش نابدل،فلکی،دهقانی و...جزءحلقه تبریز فدایی ها و مرتبط با احمدزاده بودند که با هم همراهان یگانه به شمار می آمدند و بدون تردید صمد بهرنگی از آنان بود و در این مورد نوشته های گوناگونی وجود دارد. اتفاقا قصد من اعلام ضرورت بازخوانی نوین صمد بهرنگی و داوری عادلانه درباه او رها از کلیشه های مکرر و رها از هاله قهرمانی و افسانه و تلقی کودکانه از انقلابی گری و قهر از یک سو و رها از جعل و بی اعتبار کردن ارزشهای یک پدیده و عقده گشایی راست روانه ی کهنه یک طرفه است. جدا از ضرورت بازخوانی جامع همه وجوه امقلابی ،فکری و ادبی و اخلاقی بهرنگی،حوانش او حکم دفاه از میراث و نیز فعال کردن خرد انتقادی در جامعه ای را دارد که علاقه ای به نقد ندارد و به جای آن ثنا و ستایش را یا انزجار و نفی را ارجح می شمرد. بگذریم از ان که در دورانی بحران زده که شالوده زندگی و منش اخلاقی به طور عام از پایین تا بالا تهدید شده و دچار فروپاشی استو معامله گری ، دروغ ،نهان روشی،حسدةنفع پرستی خودخواهانه و فساد آلودبه قیمت حذف دیگری،تحقیر ایثار و از خود گذشتگی و مسوولیت ناپذیری و نوعی خودپرستی ابلهانه همه جا رواح یافته،یادآوری منش و روش معرفت آمیزو توانا به مراعات حقوق «دیگری »و تلاش برای بنا نهادن فضای زیستی معقول تر انسانی تر و آزادامنشانه تر و... خود به تنهایی کاری مفید و ارجمند است. با اینهمه می خواهم بگویم اکتفا به این بزرگداشت ها و یا دعوا بر سر صمد برای از آن خود کردن او یا تایید گذشته ای که سپری شده ،( و گاه با سخت جانی خاص جوامع عقب مانده هنوز نگذشته و رویاهای مرده را زنده نگاه می دارد) نشان واماندگی ،رکود تفکر،فقدان طراوت و فعالیت و تولید اندیشه و گونه ای به پایان رسیدگی بینش کهنه هرچند رادیکال است که از رادیکالیسم آن کاریکاتور و پوسته ای باقی مانده و درونه ی آن تهی و بی توان و نوزایی است. زیرا زندگی نو،تحولفکری نو ،نقد نو و گفتگوی نو پدید می آورد و این نواندیشی قاعدتا درباره صمدبهرنگی ،ذکر وجوه نیرومند کارش و نیز برداشت های محدودش باید تجلی یابد.شب و روز از بدبختی ملتی نیازمند قهرمان و نفی کیش شخصیت حرف زدن و آنگاه در سالگرد مرگ هر فرد خاص همه را به فراموشی سپردن و با سطحی نگری کلیشه ای ون بوروکراتیک ها در رثای مرده سخن گفتن و از او قهرمان ساختن و ناتوانی در نقد اوویژه فرهنگی فلاکت بار است که بهتر است ما آن را تکرار نکنیم. پیشنهادم این است بازخوانی نوین او از منظرهای مختلف صورت گیرد: - از منظر تیپولوژی نوع انسان انقلابی دهه چهل و پنجاه - از منظر بازتاب کلان روایت ها در متن ادبی - نسبت دوران و سبک - گفتمان های بعد از شکست،احیاءگفتمان های ریشه ای همجون بستر کنش قهرآمیز علیه قدرت - چالش حقیقت در دستگاه ایدئولوژی قدرت و ببرسی نسبت ان ها و دلایل صحت و عدم صحت هریک - در آزمایشگاه زمان و نتایج کنونی - نسبت گفتمان های منعکس شده در آثار بهرنگی و رخداد انقلاب شکوهمند اسلامی( تلائم،تضاد و...) - بحث زبان،تولید،متن و انقلاب قهری - تاثیر گفتمان های کمنیترن در درک صمد از مساله ملی - نسبت مولف و متن در داستان پردازی های صمد - افسانه های او از منظر انسان شناسی و رابطخ با گفتمان های انقلابی آن دوران و...
اینها صرفا تعداد اندکی از امکانات بازخوانی و مکالمه با متن صمد بهرنگی و راه او بر حسب خرد انتقادی امروزی است و نشان عقب ماندگی ما در گفتگو از او.
|
|
|
استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است |