درباره ما     تبلیغات     ارسال نظر     آرشیو

     صفحه اول سایت

 

Text Box:

آدم برفی ها

ماهنامه سینما و ادبیات  شماره چهار  تیر 87

 

گزین گویه

 از دوچیز می ترسم: تاریکی و گوشت یخ زده(هیچکاک)

 

 

تصویر برگزیده

 

 

فیلم پیشنهادی

کتا

ب پیادی

 

 

 

تعریفی هیومی از ترس(قسمت د وم)

 

برگردان از مبین شعبانی 

با نگاهی به آثار ارسطو خواننده در می یابد که «نظریه ی کاتارسیس» او به راستی اشاره به پارادوکس لذت ترازیک دارد که چیزی است که تجربه ی واقعی آن به طور همدلانه در اجرای روی صحنه دردناک خواهد بود.

از طریق تخلیه ی هیجانی احساساتی مانند ترحم و ترس ، حالات عاطفی نا مطلوب دیگر بعنوان مفری برای احساسات بیش از حد عمل می کنند که بر اثر فشارهای زندگی روز مره افزایش می یا بند. تخلیه ی آنها افراط در احساسات را درست مانند باز کردن دریچه ی بخار  یک دیگ بخارپز فرو می نشاند.

نظریه ی تخلیه ی هیجانی فروید تصویری از قابلیت های مشابه و یا شاید غنی تر از این موضوع به دست می دهد.

امیدوارکننده ترین پاسخ به پارادوکس ترس توسط منتقد-روانکاوانی چون «رابین وود» داده شده است. هیولاها نمایانگر امیا ل واپس زده و تجسم نیروهای زندانی شده در ذهن نا خود آگاه می باشند. تأکید فرویدی بر تردید ،هردو شق تناقض را در بر می گیرد؛ ذهن ناخودآگاه ما از هیولا منزجر میشود اما نهاد(id) می خواهد دست به هجوم ،تجاوز و غارت بزند و با قدرتی هیولاوار نابود کند.

کارول بی درنگ هرگونه روانکاوی ترس را به خاطر جلوگیری ازگرفتارشدن درمثال های متقابل کنار می گذارد و مربوط بودن هیولاها را به لطمه های روحی دوران کودکی یا امیال واپس زده بعید می داند. اوهمچنین معتقد است تقلیل روانکاوانه ی موجودات ترسناک به ابژه های سرکوب به اندازه ی ژانر وحشت جامع نمی باشد.

پاسخ های احتمالی به پارادوکس که اصل تردید را انکار نمی کنند ، در مقایسه با پیروی از الگوی هیوم – که می تواند رویکردی فرمالیستی به لذت تراژیک نامیده شود-شانس بیشتری برای نشان دادن پیچیدگی مفهوم ترس دارند. به زعم هیوم این فرم روایی است که احساس لذت می بخشد. این ساختار از توانش عاطفی محتوا برای افزایش لذت استفاده می کند. هیوم تنها از تئوری خود درمورد لذت زیبایی شناسانه در اثرش« درباره ی ملاک ذوق » که تاثیری عمیق بر ایمانوئل کانت گذاشت پیروی می کرد.

هر گونه فهم عمیق از طبیعت تراژدی باید بر روی محتوای روایت تراژیک متمرکز باشد.

لذتی که از تراژدی حاصل می شود ریشه در ستایش از تعهد قاطعانه ی شخصیتهای اصلی مانند ادیپ، آنتیگونه و هملت دارد. این ستایش بر عکس العمل طبیعی ما به صحنه ی از بین رفتن ناعادلانه ی یک شخصیت می چربد.

از نگاهی دیگر می توان دریافت که مسائل مربوط به فلسفه ی وجودی انسان و موضوعات مربوط به طبیعت خویشتن به گونه ای سازمان یافته در فیلم های ترسناک مطرح می شوند.

گونه ی انسان با توجه به میزان قدرت هیولا به مخاطره می افتد. در داستانهای ترسناک رئالیستی مجبوریم که با ظرفیت های هراس انگیز وجود انسان روبرو شویم .تمام اینها در نظر یک کودک که هنوز سؤالاتی راجع به چرایی زندگی از خود نمی پرسد خوشایند است.

این بعد اگزیستانسیالیستی ترس از نظر بسیاری از ناقدان این ژانردور مانده است.

در این باره یکی از فرضیات جالب کارول این است که ظهور پست مدرنیسم با محبوبیت ژانر وحشت مرتبط است. به زعم او ترکیبی از فروپاشی هژمونی آمریکایی با اشاراتی از بی ثباتی روشنفکران که توسط پست مدرنیسم بیان شده ، در پاسخ به چرایی محبوبیت ژانر وحشت در یک دهه و نیم اخیر بسیار راهگشا بوده است.

در نهایت مساُله ی لذت ترس از دیدگاه بیولوژیک نیز قابل بررسی می باشد، بدین صورت که ترس دردناک است اما هیجان ایجاد شده توسط  فشار آدرنالین که بدنبال آن اتفاق می افتد، در صورت برون ریزی موفقیت آمیز آن لذت بخش خواهد بود اما هر نوع پاسخ قانع کننده به این که چرا بسیاری از ما انسان ها داستان های ترسناک را دوست داریم باید این را تایید کند که منشاُ اولیه ی لذت ما، هیولا یا انسان وحشتناک است که به شیوه ای عمیقاً تردید برانگیز با آن ارتباط برقرار می کنیم.

 منبع:www.film-philosophy.com

 

 نظر شما درباره این مطلب

   

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر منبع ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است