درباره ما     تبلیغات     ارسال نظر     آرشیو

     صفحه اول سایت

 

گزین گویه

جایی برای پیرمردها نیست

 

عکس برگزیده

 

 

 

 

 

فیلم پیشنهادی

کتاب پی

 

 

 

 

شنهادی

 

 

 

 

 

 

 

 

زیمل - پست مدرنیسم  - برادران کوئن

نگاهی از منظر جامعه شناسی به فیلم «جایی برای پیرمردها نیست»

علی جعفرزاده

 

 

بی گمان مثلث زیمل – پست مدرنیته – برادران کوئن ساختار –وشاید فراساختار!!- فیلم جایی برای پیر مردها نیست را می سازد.گئورک زیمل (1918 - 1858) یکی از غیر متعارف ترین جامعه شناسان کلاسیک است که جنبه غیر متعارف بودنش سطح تحلیل وی می باشد. او بر خلاف دورکیم،وبر و مارکس به قضایای پهن دامنه (و در نهایت آنچه لیوتار فراروایت می خواند) نپرداخته و حوزه ی کاری اش به قضایای تنگ دامنه تر محدود می گردد. فریز . بی زیمل را نخستین جامعه شناس مدرن میداند و ریتزر در اندیشه وی نقاط مشترک فراوانی با پست مدرنها می یابد.او بر خلاف جامعه شناسان کلاسیک به جای پرداختن به نظریه های جامع و کلی به قضایای منفرد و خاص زندگی اجتماعی پرداخته و اصولا هر گونه جامعیتی را رد می نماید.در این میان باید از واینشتاین ها هم یاد کنیم که در موشکافی ارتباط زیمل با پست مدرن ها نقشی عمده ایفا کرده اند.

یکی از مهمترین آثار زیمل که در اینجا به آن می پردازیم کتاب «فلسفه پول » است.پولی که در فیلم برادران کوئن عنصری عمده و به پیش برنده است.گاه به صورت عیان مانند گره دراماتیک عمده ی فیلم که چمدان پول است و صحنه های خریدن لباس توسط لولیان و یا آنتون در سکانس پایانی؛ پولی که به خون آلوذه است (اسکناس خون آلودی که لولیان به نوازندگان مکزیکی می دهد یا در صحنه ی قتل کارسون ولز ، آنتون می گوید که پول درست زیر پای من خواهد بود و لحظاتی بعد جوی خون کارسون ولز به زیر پاهای قاتل می رسد..)و گاه به صورت استعاری در فیلم حضور دارد.مانند سکه های فیلم.قاتل فیلم در سکانسی مرگ و زندگی مغازه دار را به شیر یا خط آمدن  سکه ای پیوند میزند یا از سکه برای گشودن کانال کولر استفاده می شود.و ... فلسفه پول منسجم ترین ارزیابی زیمل از محتوای فرهنگ مدرن را دربر دارد و خودش آن را فراهم آوردن مکملی بر ماتریالیسم تاریخی بر می شمارد.علاقه او در این اثر به تشخیص شیوه های گوناگونی  است که جامعه ای بنیاد شده بر اقتصاد پولی فرهنگ و روابط افراد با دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد.در واقع گسترش فرهنگ پولی در جهان مدرن موجب جدایی آن از فرد و تسلطش  بر او می گردد. پول آزادی فرد را با گسستن از پیوندهای فراگیر نسبت به گروه نخستین (مثلا خانواده) افزایش می دهد و جهان نگری فرد گرایانه را ارتقا می بخشد.فرد گرایی ای که در جای جای فیلم «جایی برای...» به چشم می آید .خانواده هایی که به خاطر پول دچار اختلال گشته با منفعت طلبی فردی ای که آدمهای داستان را به دنبال هم می کشاند.نهایتا زیمل معتقد است که پول به تدریج سدی میان مردم گشته و خود به ارزش مطلق تبدیل می گردد.به قول پلیس محلی ال پاسو  «پشت هر جنایتی پوله»  ارزشی که موجب می شود انسانها را مانند گاوها به مسلخ ببرند.

روایت برادران کوئن روایتی پست مدرن و ساختار فیلمشان فراساختارگرایانه است .پست مدرنیسم که از نگاه بودریار عنوانی برای توصیف عصزی از وانموده ها و حاد واقعیت هاست که در آن تشخیص واقعیت از آنچه عرضه می گردد امکان ندارد و ما باید در میان بقایا و ویرانه های پراکنده به دنبال واقعیت بگردیم.واقعیتی که در تعقیب و گریز های فیلم گم شده یا به صورت حادواقعیت و به شکل فرستنده درون کیف پول جاسازی شده است.این فیلم فرا روایت ندارد . آنچه زیمل از آن می پرهیزد و نقطه ی اتصالش با پسا مدرن هاست.پست مدرنیته از نگاه ایهاب حسن دارای ویژگی هایی شامل تصادف به جای نقشه ، پراکندگی به جای تمرکز ، بازی به جای هدف و.. است.عدم قطعیتی که در ساختار فیلم « جایی برای...» وجود دارد نشان دهنده ی روایت پست مدرن برادران کوئن است. پلیس جوان ابتدای فیلم درست پس از گفتن اینکه همه چیز تحتد کنترل استتوسط آنتون خفه می شود . یا فصل دیدار  آنتون و لولا که در آن از رابطه ی سکه و سرنوشت صحبت می شود در نهایت با نوعی ایهام به پایان میرسد.راستی آیا واقعا خاویر باردم نقش اول فیلم نیست؟ پس چرا اسکار نقش مکمل را دریافت کرده است؟بگذریم . بازی او آنقدر تکاندهنده است که کاملا بی ربط و غیر مترقبه وارد این متن گردد.

و اما تصادف که عنصری به پیش برنده در فیلم لست،از همان آغاز رخ می نمایاند.لولیان بر حسب تصادف پولها را پیدا می کند یا برخورد تصادفی اش با زن کنار استخر درست پیش از مرگ و... این بازی و تصادف و آنارشی که در فیلم وجود دارد از آغاز تا پایان تا جایی که به خاطر یک تصادف رانندگی قاتل بالفطره ی فیلم مچاله می شود به چشم می اید. فوکو پست مدرنیته را با مفاهیمی مانند نابخردانگی ،بازی،ساخت زدایی و تعین ناپذیری تعریف می کند.تعین ناپذیری ای که در پایان بندی فیلم هم می بینیم. کلانتر پیر مرد اصلی  فیلم که در عصر پست مدرنیسم جایی برای امثال او وجود ندارد و نماد دست و پا بستگی و سر گشتگی قانون و تعین پذیری است در حالت استیصال نشسته و تعریف می کند که خواب پدرش را دیده که به او سکه داده است...بله! باز هم سکه!

روایت پسا ساختار گرایانه ی برادران کوئن مانند قطعاتی که دارای مرکزیتی نیستند به زیبایی نشان می دهد که دریافت و شناخت به معنای جست و جو و سرچشمه و منشا نیست. زیرا متن در خارج از خود چیزی ندارد که بشود به آن ارجاع کرد.بلکه شناخت واقعی به معنای ردیابی قطعات و اجزا جریانهای متن است.متنی که در زیست جهان ذهنی برادران کوئن از زیمل آغاز و به پست مدرنیسم می رسد.و اینکه به آنتون بنگرید.شخصیت وی نماد چیزی است که فردریک جیمسون آن را  ویژگی برجسته ی دوران پسا مدرن می داند.یعنی زوال عاطفه  یا هر گونه تاثر.شخصیتی که از قتلهایش دچار سرخوشی هم می گردد. یا در  نریشن ابتدای فیلم کلانتر  خاطره ی جوان قاتلی را تعریف می کند که دختری 14 ساله را نه به خاطر عشق که تنها به علت علاقه به آدمکشی به قتل رسانده است.

اینجاست که جیمسون معتقد است که در جهان پست مدرن چند پارگی جای از خود بیگانگی را گرفته و از جهان و آدمهایش تصویری بی ریشه و غیر شخصی ارائه می دهد.فجایع انسانی نوع خاصی از عاطفه و سر خوشی را می آفریند.مثل قتل راننده ای بی گناه سر جاده با گپسول هوا   یا تیر اندازی به پرنده ای روی پل...

 

 

نظر شما درباره این مطلب

   

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر منبع ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است