Text Box: درباره ما     تبلیغات     ارسال نظر     آرشیو
     صفحه اول سایت


 

 

 

 

طبقات و طبقه بندیهای اجتماعی در نظریات پیربوردیو

محسن پیشخانی

پیربوردیو در دهکده ای کوهستانی در منطقة پیرنه در جنوب غربی فرانسه در اول اوت 1930 به دنیا آمد. او تحصیلات خود را نخست در شهر پو و سپس در پاریس در دبیرستان لویی لوگران و سپس در اکول نرمال سوپریور به پایان رسانید. نخستین آثار او دربارة تغییرات اجتماعی الجزایر است. وی در 23 ژانویه 2002 در سن 71 سالگی به علت بیماری سرطان در گذشت. در اندیشة بوردیو تأثیر سه بنیانگذار جامعه شناسی یعنی مارکس ، وبر دورکیم دیده می شود.مارکس وبوردیو : هر دو نظم اجتماعی را از طریق پارادایم سلطه مورد توجه قرار می دهند. امکان ندارد فضای اجتماعی را بدون توجه به تضاد آشتی ناپذیر طبقاتی به خوبی شناخت. واقعیت اجتماعی مجموعه روابط قدرت بین طبقات تاریخی در حال مبارزه با یکدیگر می باشند.

 تحلیل او در مقابل سنت مارکسیستی قرار می گیرد به خصوص در مورد تعریف طبقات اجتماعی که بوردیو تأکید مارکس بر عامل اقتصادی را رو می کند و برای تعریف طبقه عاملهای دیگر اجتماعی را هم دخیل می داند. در کل آنچه تحلیل بوردیو را متمایز می کند، اهمیتی است که به روابط معنا داده می شود، به کالای نمادین و به سلطه نمادین در روابط طبقاتی نزد او مفهوم مبارزات طبقاتی به مبارزات نمادین بدل می شود. از نظر بوردیو « مارکس در مدل خود، حقیقت ذهنی جهان اجتماعی را کنار گذاشته است و حقیقت عینی این جهان را به عنوان روابط قدرت نهاده است. در حالی که حقیقت ذهنی جهان اجتماعی، جزئی از کل حقیقت این جهان است.»وبروبوردیو : از نظر وبر فعالیت انسانی را برحسب معنایی که صورت می گیرد باید در نظر گرفت و منظور از کنش، رفتار انسانی است که عامل اجتماعی یک معنی ذهنی به آن می دهد. این تعریف مستلزم در نظر گرفتن بعد نمادین در تبیین پدیده های اجتماعی است، موضوعی که بوردیو آن را بسط و گسترش داده است. مفهوم دیگر وبر که بر بوردیو تأثیر داشته مفهوم مشروعیت  است.

 وبر برای این مشروعیت سه نوع قائل می شود اما علاوه بر مشروعیت برای بوردیو فرایند مشروعیت است که ذهن او را مشغول می دارد به عبارتی نشان دادن اینکه چگونه لنشگران اجتماعی مشروعیت را ایجاد می کنند تا توانایی پایگاه یا قدرتی را که در اختیار دارند نشان دهند.دورکیم و بوردیو : بوردیو از دورکیم مفهوم جامعه شناسی را اخذ می کند؛ یعنی می خواهد همانند دورکیم جامعه شناس را به عنوان یک علم که دارای روش و مشی خاصی است مطرح کند. با توجه به این تأثیرات بوردیو موضع نظری خود را ساختارگرایی مولد (Generative structuralism) می نامد. این موضع نظری به معنای ترکیب عناصری از ساختارگرایی با عناصری از رویکردی دیگر است که پتانسیل عاملیت موجد تغییر آدمی را فراموش نمی کند. ساختارگرایی مولد نظریه ای برای تحلیل دیالکتیکی زندگی عملی است تا رابطه متقابل عمل اقتصادی شخصی و دنیای بیرونی تاریخ طبقاتی و عمل اجتماعی مشخص شود. روش وی توجه کردن به زندگی روزمره است اما نه به شیوه ای که اتنو متدولوژیستها و پدیدار شناسان انجام می دهند؛ بلکه توجه کردن به شرایط مادی و اجتماعی بر ساخته شدن ادراکات و تجربه های فردی و در این میان «اصل ناآگاهی» راهنمای پژوهش وی است. براساس این اصل « پدیده اجتماعی را باید نه در آگاهی و هشیاری افراد، بلکه در نظام روابط عینی ای که در آن قرار گرفته اند جستجو کرد. » محرک نظریة بوردیو علاقه اش به از میان برداشتن آن چیزی است که خودش آن را ضدیت کاذب میان عینیت گرایی و ذهنیت گرایی و یا به تعبیر او ضدیت بیهوده میان فرد و جامعه می انگارد. مفاهیم بوردیو برای غلبه بر این دوگانه انگاری و ضدیت کاذب و همچنین برای بررسی دقیقتر پدیده های اجتماعی عبارتند از سرشت (habitus)، میدان (Field) ، سرمایه، نماد ، طبقه و ذائقه (Taste). در نظر بوردیو جامعه به عنوان فضای اجتماعی بازنمایی می شود.

 این فضای اجتماعی که جایگاه رقابتی شدید و بی پایان است و در جریان این رقابتها تفاوتهایی ظهور می کند که ماده و چارچوب لازم برای هستی اجتماعی را فراهم می آورند. موجودیتی غیر یکپارچه است که در آن مدلهای کوچک و متمایزی از قاعده ها ، مقررات و اشکال قدرت وجود دارد. این مدلهای کوچک میدان خوانده می شود. ویژگی خاص هر میدان را می توان با توجه به منطق بازیها و راهبردهایی که در میدان اعمال می شود درک کرد. میدانها به واسطة اعمالی که در آنها پی گرفته می شود. شناسایی شده و از بقیة میدانها متمایز می شوند. میدان عرصة رقابت برای کسب پایگاه در سلسله مراتب قدرت درون میدان است. منازعة قدرت ویژگی اصلی میدان است. نیروهای درون میدان نسبتاً خود مختار هستند. بوردیو میدان (زمینه) را به عنوان پهنة نبرد در نظر می گیرد. میدان مانند بازار رقابتی است که در آن انواع سرمایه ها (اقتصادی ، فرهنگی، اجتماعی و نمادین) به کار گرفته می شود. طبقه از نگاه بوردیو : یکی از مفاهیم  محوری کارهای بوردیو طبقه است این مفهوم در نزد او حاصل تأکید مارکس بر تعیین اقتصادی طبقه و تأکید وبر بر بعد نمادین و فرهنگی آن است. اصل وحدت بخش طبقه هابیتوس مشترک آنها است. سرشتهای طبقاتی، اتصالات افقی و تمایزات عمودی در فضای اجتماعی ایجاد می کند. هر طبقه اجتماعی براساس ترکیبی از سه نوع سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تعریف می شود. اعضای هر طبقه در هر میدان جایگاهی مخصوص به خود دارند که بر اساس ترکیب انواع سرمایه تعیین شده است. تحلیل سرمایه در نزد دو طبقه نیز به سه وجه مرتبط است . 1- میزان سرمایه  2- ساختار سرمایه (اقتصادی، فرهنگی)  3- بعد زمانی سرمایه (کاهش بین نسلی ، افزایش بین نسلی). آخرین وجه مهم از مفهوم طبقه در نزد بوردیو گسست ازمارکسیسم به معنای تعریف کردن طبقه بر مبنای چیزی فراتر از رابطه با تولید در فضای اقتصادی است. وی طبقه را همچنین بر مبنای رابطه اش با جایگاه ها و عادات مشترک که در فضای مصرف فعلیت یافته اند تعریف می کند مصرف کردن وجهی از منازعه بر سر کسب سرمایه است و در شکل دادن به طبقه نقش دارد.همچنین بنابه تعریف بوردیو ذائقه عبارت است از ظرفیت (توانایی) آنکه گروهی از اشیاء یا اعمال را به صورت مادی و نمادین و به معنای مجموعه ای از ترجیحات متمایز کننده به کار گرفت و یکی از کارکردهایش این است که به افراد ادراکی از جایگاهشان در نظام اجتماعی می دهد. ذائقه آنهایی را که ترجیحهای همسانی دارند به هم نزدیک می سازد و از دیگرانی که ذائقه های متفاوت دارند جدا می سازد. که در این فرایند آدمها خودشان را طبقه بندی می کنند. بوردیو در کتاب تمایز نظریه ای دربارة طبقه را ساخته و پرداخته می کند که در آن اصرار بر علیت اقتصادی در شکل گیری طبقات از دیدگاه مارکس ، با شناخت وبری دربارة تمایز و تفاوت نظم فرهنگی با مسئلة مورد توجه دیدگاه دورکیم در مورد طبقه بندی ادغام شده است. وی فضای اجتماعی را به سه طبقه تقسیم می کند. طبقة مسلط که با برتری سرمایه مشخص می شود. و اعضای آن معمولاً سرمایه های مختلف را انباشته می کنند و در جستجوی هویت متمایزی از دیگران هستند.

طبقه مسلط به دو زیر طبقه مقابل هم تقسیم می شود : یک زیر طبقه که خاصه اش سرمایه اقتصادی است که خود به دو گروه قابل تقسیم است طبقه مسلط سنتی و کهن و طبقة بورژوازی جدید و طبقة دیگری که بیشتر دارای ظرفیت فرهنگی هستند تا اقتصادی و عمدتاً شامل کارگزاران اقتصادی و مهندسان مشاور و مشاغل روشنفکری است. طبقة دوم خرده بورژوازی است که از لحاظ فرهنگی در مقایسه با بورژوازی فاقد استقلال است. و از الگوهای فرهنگی بورژوازی تقلید می کند. در این طبقه سه زیرشاخة فرعی تشخیص می دهد که به سنتی، اجرایی و کادرهای متوسط واحدهای خصوصی و تکنسین تقسیم می شوند که از جهت سرمایه اجتماعی در حد وسط قرار دارند و بخشهایی از آنها سرمایه های فرهنگی قویتری دارند. طبقة سوم توده های مردم اند که خصیصة اصلی آنها فقدان مالکیت است و در انتهای فضای اجتماعی قرار می گیرند و سلطه پذیر هستند. در فضای طبقاتی جامعه جایگاه کنشگران اجتماعی بر حسب یک منطق دوگانه توزیع می شود. در اولین تقسیم بندی که شکل عمودی دارد کنشگرانی که مقادیر زیادی از هر یک از سرمایه ها را در اختیار دارند یعنی طبقه فرادست - در تقابل با کنشگرانی که از همه سرمایه ها محرومند – قرار می گیرند. دومین تقابلی که شکلی افقی دارد، در بین طبقة فرا دست ، بین کسانی که سرمایه اقتصادی زیاد اما داراییهای فرهنگی کمی دارند و آنهایی که سرمایه شان عمدتاً سرمایه فرهنگی است، بروز می کند. تک تک افراد و خانواده ها در تلاشند تا به وسیلة دنبال کردن راهبردهای باز تبدیل ، که در آن یک نوع یا گونه خاص سرمایه با گونة دیگری مبادله یا به آن تبدیل می گردد، جایگاه خویش را در فضای اجتماعی حفظ کرده یا بهبود ببخشند. میزان و نرخ تبدیل انواع و گونه های خاص سرمایه، یکی از نشانه های کشاکشهای اجتماعی است، چرا که هر طبقه یا بخشهای هر طبقه، به واسطه بیشترین بهره مندی از سرمایه ای خاص، در پی تحمیل سلسله مراتب مربوط به آن برمی آید. در بحث تحلیل طبقاتی بوردیو و تعریف او از طبقه عنصر مصرف جایگاه ویژه ای دارد. طبقات مختلف شیوه های مصرف گوناگون به ویژه مصرف فرهنگی گوناگونی دارند. هر طبقه براساس ذائقه خاص طبقاتی و سرشت طبقة خود نوع خاصی از کالاها را مصرف می کنند و این مصرف فقط جنبه ای فیزیکی و ظاهری ندارد بلکه عملی نمادین است که طی آن کنشگران جایگاه طبقاتی خود را باز تولید می کنند و از طریق این عادات و ذائقه ها خود را در طبقات مختلف جای می دهند.

 در پدیدة مصرف طبقاتی، مفهوم سرشت (هابیتوس) می تواند ویژگی مصرف را در نزد هر طبقه تبیین کند. ذائقه های برآمده از سرشت طبقات دارای سرمایه فرهنگی اندک ، بر کارکرد آنچه که مصرف می شود تأکید دارد. اما ذائقة ناب بر فرم و شکل تکیه دارد. ذائقه طبقات پایین بر مقدار مصرف تأکید دارد و ذائقه ناب بر کیفیت آنچه که مصرف می شود؛ و فقط در ذائقه ناب است که شیوه و راه و رسم مصرف اهمیت دارد. عمده ترین میراث اندیشه بوردیو ؛ تحلیل ترکیب انواع سرمایه برای تبیین الگوهای مصرف ، بررسی فرضیة تمایز یافتن طبقات از طریق الگوهای مصرف و مبنای طبقاتی ذائقه ها و مصرف فرهنگی است. از طرف دیگر تأکید بوردیو بر الگومند بدون اعمال مصرف، که نتیجه الزامات سرشت (هابتیوس) است ، تکنیکهای پژوهشی دربارة سبک زندگی است که خود آن را در کتاب تمایز به کار گرفته است.در تحلیل بوردیو از طبقه و طبقه بندیهای اجتماعی می بینیم که به شیوه ای کاملتر رهیافت مارکس را با وبر تلفیق کرده است و به شیوة ظریفتر براساس سرمایة افراد آنها را در طبقات مختلف جای می دهد. بوردیو معتقد است که این جایگاههای طبقاتی و نابرابریهای در جامعه مداوماً در حال باز تولید هستند. به نظر او حتی در کشوری مثل فرانسه مدرسه ابزاری مخفی برای استمرار فرهنگ طبقه مسلط است. بدین ترتیب طبقه ای که از حجم و ترکیب سرمایه ای بالاتر برخوردار باشد توانایی آن را دارد که فرهنگ خود را به صورت فرهنگ غالب عرضه کند و آن را به صورت مکانیسمی نامرئی به دیگر طبقات بقبولاند و آنها را وادار به باز تولید فرهنگ آن طبقة خاص گرداند. در نظریة مارکسیستی جایگاه طبقات در ارتباط با تولید و در فضای صرفاً اقتصادی تعریف می شود اما بوردیو برخلاف این نظریه استدلال می کند که به وجود آمدن طبقات با جایگاه مشترک در فضای اجتماعی و عادات مشترکی که در فضای مصرف فعلیت یافته مرتبط است. باز نمودهایی که گروهها و افراد به شکل اجتناب ناپذیری آن را در اعمال و رویه های خود به کار می گیرند جزء و مؤلفه ای از واقعیت اجتماعی آنهاست.

طبقه همانگونه که به واسطة هستی خود تعریف می شود به واسطة هستی ادراک شده اش نیز تعریف می گردد از آنجایی که طبقه بندی اجتماعی جزئی از هر ساخت طبقاتی است، ابزاری برای تفوق نمادین به شمار می رود و نشانة اصل جدال بین طبقات است ، چرا که هر یک از طبقات یا اجزای هر طبقه در تلاش است تا کنترل چارچوبهای کمی طبقاتی را به دست گیرد چارچوبهایی که با تثبیت یا تغییر باز نمودهای واقعیت نیروی حفظ یا تغییر واقعیت را در اختیار می گیرد. (استونز؛ 1379، ص 341) بوردیو به طبقة اجتماعی بسیار اهمیت می دهد اما از تقلیل آن به صرف مواداقتصادی یا روابط تولیدی سرباز می زند و طبقه را با سرشت (هابیتوس) نیز تعریف می کند. در تعریف بوردیو از طبقه رابطة دیالکتیکی هابیتوس ، میدان و ذائقه کاملاً مشهود است. هابیتوس عامل وحدت بخش طبقه است. روابط طبقاتی برای بوردیو یک میدان است. در این میدان هابیتوس (سرشت) باعث وحدت می شود. کنشهایی که عوامل فردی یا جمعی اشغال کنندة جایگاههای خاص انجام می دهند تحت تسلط ساختار میدان ، ماهیت جایگاهها و منافع وابسته به آنها تعیین می شود. با این همه این کنش نوعی بازی هم به شمار می آید زیرا مستلزم ابراز وجود و کاربرد انواع تمهیدهایی است که شخص را قادر می سازد تا در یک بازی برنده شود. ذائقه فرصتی را برای تجربه کردن جایگاه اجتماعی (طبقه) و ابراز آن در میدان ، فراهم می سازد. اما میدان طبقة اجتماعی تأثیر ژرفی بر توانایی بازی کردن فرد می گذارد. آنهایی که در طبقات اجتماعی بالاتری قرار دارند، بسیار بهتر می توانند ذائقه های شان را مقبول طبع دیگران سازند و با ذائقه های طبقات پایینتر بهتر می توانند مخالفت کنند. می بینیم که سرشت و ذائقه در تشکیل دادن طبقات کاملاً مؤثر هستند و افراد خود را براساس آن طبقه بندی می کنند و باعث می شود که براساس ذائقه با یک طبقه همبستگی داشته باشند و همچنین خود را از طبقة دیگر متمایز کنند در عین حال این طبقه نیز خود تعیین کنندة ذائقة افراد و سرشت آنها می شود. تغییرات در ذائقه در نتیجة کشمکشهای میان نیروهای مخالف در پهنه های فرهنگی و طبقاتی به وجود می آید. همانگونه که افراد طبقة بالا شیوه زندگی و ذائقة خاصی دارند و آنها را از دیگر طبقات متمایز می سازد، براساس این ذائقه های متفاوت و سرشتها (هابیتوس) می توان افراد را در طبقات مختلف اجتماعی جای داد و طبقه بندی کرد. و بالاخره اینکه تلاش بوردیو در تمامی کارهایش غلبه بر ضدیت گرایی بین عاملیت و ساختار بوده است و خواسته که گونه ای این دو سطح متفاوت تحلیل را با هم تلفیق کند. منتقدان او می گویند که به کار بردن این مفهوم (طبقه) دیگر کهنه شد و مفاهیمی چون قشر اجتماعی که بیشتر جنبه تجربی دارد برای جوامع امروزین بیشتر مصداق دارد. اما تعریف بوردیو از طبقه ظریفتر است و افراد با دقت بیشتری در طبقات جای داده می شوند و براساس مؤلفه های بیشتری مورد قضاوت قرار می گیرند. و علاوه بر این مبارزه طبقاتی در نزد بوردیو یک مبارزة نمادین است و دیگر برای براندازی یک طبقه نیست بلکه برای تسلط پیدا کردن و غلبه دادن فرهنگ طبقاتی مورد نظر صورت می گیرد به عبارت دیگر برای بدست آوردن قدرت بیشتر در میدان مبارزة طبقاتی صورت می گیرد.

نظر شما درباره این مطلب

   

استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر دقیق و قابل لینک آدرس سایت ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است