|
درباره ما تبلیغات ارسال نظر آرشیو
|
|
|
|
گزین گویه Imagine there's no heaven...
تصویر برگزیده
فیلم پیشنهادی
|
تصور کن عماد نصیر دیوانی
تصور کن سال 1359 که من 5 ساله بودم وتازه هم جنگ شروع شده بود و یک سال دیگر باید می رفتم مدرسه. بیایی و پیچ رادیو را باز کنی و گوینده این خبر را بخواند که: جان لنون خواننده مطرح پاپ و عضو گروه معروف بیتلز دیروز به ضرب گلوله فردی ناشناس(اصلا ما باید چطور می شنسایدیمش) مقابل آپارتمانش در نیویورک به قتل رسید. آخر این بنده خدا چه هیزم تری به کسی می توانست بفروشد مگر قتل کرده بود یا با کسی پدر کشتگی داشت یا مال و منال کسی را بالا کشیده بود آیا دست پل مک کارتنی تو کار بود؟ واقعا حیف شد شانس آوردم آن زمان بچه بودم و زیاد چیزی حالیم نمی شد و خبری از ماهواره و اینترنت نبود و الا بشدت ماتم زده می شدم در هر صورت دنیای موسیقی هنرمند بسیار بزرگی را از دست داد او علاوه بر آثار ارزشمند موسیقی در زمینه فعالیتهای انسان دوستانه نیز فعال بود در واقع باید گفت او از پیشگامان فعالیتهای خیرخواهانه نزد هنرمندان موسیقی پاپ بود وتا آن زمان کسی فکرش را نمی کرد این حامی صلح جهانی خود قربانی خشونت شود. جان لنون بعد از دهه 60 و فروپاشی بیتلز به طور کامل مشی صلح جهانی را در پیش گرفت وهمواره سعی کرد آهنگهایش حاوی پیام های صلح دوستی و نوعدوستی باشد. آهنگ imagine (تصور کن) از این خواننده به نوعی بیانیه و شعار جهانی برای صلح تبدیل شده و بعد از سالها ماندگاری اش را به عنوان اثری کلاسیک ثابت کرده است . در ویدیو کلیپ این اثر جان لنون با پیانویی سفید در اتاقی سفید با پرده هایی سفید و لباسی سفید بر تن این آهنگ را نواخته و می خواند در کمال سادگی وبدون تکلف. جان لنون و پل مک کارتنی در سال 1963 بیتلز زا بنیان نهادند که بعدا تبدیل به اسطوره ونامی فراموش نشدنی در دنیای موسیقی شدند. در گروه های موسیقی زمان ما معمولا یک نفر نقش مغز متفکرو رهبر معنوی گروه را ایفا می کند و خط اصلی گروه را تعیین می کند اما در بیتلز حداقل 3 نفر بودند که می توانستند به تنهایی یک گروه تشکیل دهند و در یک کلمه خود یک نابغه در حیطه موسیقی بودند مک کارتنی، جان لنون و جرج هریسون بعد از فروپاشی بیتلز در هنگام فعالیتهای انفرادی این مهم را ثابت کردند. یکی از رموز ماندگاری نام بیتلز همین بود و هست: تجمع بهترین های زمان خود و بعد از آن. به همین دلیل گروه بعد از 7 سال ازهم پاشید چون 3 پادشاه نمی توانستند در یک اقلیم بگنجند . در زمان حیات بیتلز نام پل مک کارتنی سنگینی و وزن بیشتری داشت اما بعد از پایان کار بیتلز کفه به سمت جان لنون رفت و او بود که بعنوان چهره ای جهانی بیش از پیش به مردم جهان شناسانده شد و پل مک کارتنی به محاق رفت. هر چقدر مک کارتنی دهه 70 بعد از بیتلز کمی افت هنری داشت در عوض جان لنون روز به روز به موزیکش غنای بیشتری بخشید. اعضای بیتلز در زمان خود در برابر جنگ ویتنام واکنشی از خود بروز ندادند و اصولا وارد مقوله سیاست نشدند استراتژی بیتلز خواه از خودشان بود یا از سوی کمپانی ها به ایشان دیکته می شد این بود که فقط و فقط سرگرمی صرف تولید کنند وسرخوشی و شادابی را (حتی در قالب آهنگهای غمگینشان) به بدنه جامعه تازه بپا خواسته از جنگ جهانی تزریق کنند. حتی در فیلم معروفشان " شب یک روز سخت " سرخوشی و شادابیشان را تا حدی دیوانه وار بروز می دهند و نوعی دیگر را در فیلم انیمیشن "زیردریایی زرد " نشان می دهند. اما بعد از جدا شدن اعضای گروه خط سیرشان نیز متفاوت گردید جان لنون و جرج هریسون به معنویت گرایش پیدا کردند که عامل اصلیش سفری بود که بیتلز به هند داشتند و آنجا با نوازنده بنام شرق "راوی شانکار" آشنا شدند که همین دیدار تاثیر عمیقی بر ذهن این دو نفر گذاشت. مک کارتنی کمابیش به سبک بیتلز در دهه 70 وفادار ماند و گرایش های معنوی یا سیاسی در کارهای بعدیش کمتر دیده شد. البته لنون در فعالیتهای انسان دوستانه اش یار و یاوری به نام یوکو اونو داشت. یوکو در اواخردهه 60 با جان ازدواج کرد.و این ازدواج دومش بود. این زن ژاپنی بعد از مرگ لنون فعالیتهای خیرخواهانه را ادامه داد و چندی پیش جایزه صلح نوبل و جایزه یونسکو را دریافت کرد. شباهتهای بسیاری بین مرگ لنون و ترور جان اف کندی رییس جمهور آمریکا وجود دارد و صاحب نظران دست سازمان سیا را در این دو قتل دخیل می دانند. تا حدودی می توان این موضوع را قبول داشت رسانه ها که همواره از کاه کوه می سازند و همیشه در پی موضوعات جنجالی اند اما بعد از گذشت سالها آن طور که باید و شاید به این موضوع نپرداخته اند .در حالی که مرگ لنون تا سالها می توانست دست مایه اثار هنری، بحث ها و گزارشات خبری باشد. او به اندازه جان اف کندی شانس نیاورد چون لااقل الیور استونی در کار بود که فیلم فراموش نشدنی جی . اف .کی را در موردش بسازد و 25 سال بعد پرونده اش را بازگشایی نماید و حتی زوایای تاریک این ترور را آشکار سازد. اما جان لنون بدبخت چی؟ خوانندگان معتادی بودند که قبل از او خودکشی کرده بودند و آثارشان پیام آور پوچی و به آخر خط رسیدن بود اما بعد از مرگشان ارج و قرب زیادی پیدا کردند و حتی جنازه شان وارد تالار افتخارات راک اند رول شد اما لنون بیچاره آنطورکه باید و شاید بعد از مرگش مورد توجه قرار نگرفت در حالی که اگر قرار بود در عرصه راک کسی بعد از مرگش اسطوره شود او می توانست جان لنون باشد. او هنر والایی داشت و سالم زندگی کرد اثارش بعد معنوی داشت و شهرت خود را در راه صلح بکار گرفت و دست آخر بواقع باید گفت همانا یگانه " شهید" راه راک اند رول لقب گرفت. این به نظر من حکایت از نوعی سانسور نامرئی و یکپارچه دارد وشاید چیزی بالاتر از سانسور که هنرمندی را حذف می کند و آثارش را به محاق می برد و این خواسته تراست های سرگرمی سازی است تا هنرمندان این عرصه پایشان را از گلیمشان درازتر نکنند و الا سرشان زیر آب می رود . البته اخیرا فیلم مستندی از شبکه HBO درباره زندگی لنون پخش شد که گلی بود در این شوره زار و حاوی تصاویر ارزشمندی از سالهای فعالیتش بود . از نشستن لنون و یوکو در رختخواب در حمایت از صلح جهانی گرفته تا صحنه ای که لنون و یوکو وارد یک اتاق شده و لباسشان را ... و سپس روی تخت .... بهر حال ازاعضای بیتلز فقط پل مک کارتنی باقی مانده که گهگاه قطعاتی را اجرا و عرضه می دارد(البته از رینگو استار درامر گروه اطلاعی در دست نیست) والباقی یاد و خاطره و انبوهی ترانه ها و تصاویر خاطره انگیز است. جان لنون به عقیده من صدایی ملکوتی داشت و بعد ازاو کسی نتوانست به سبک و سیاق او نزدیک شود. درباره لنون به دلایلی که گفتم مطالب و تحلیلهای زیادی وجود ندارد و کمتر هم در شبکه های موسیقی به او پرداخته می شود در حالی که به کرات از خوانندگان در گذشته ای مثل باب مارلی، جیم موریسون، فردی مرکوری و الویس پریسلی و دیگران کار پخش می شود. دریغ از ویدیو کلیپی از جان لنون . مسلما نگارنده در حدی نبوده که در این مقال به جنبه های مختلف زندگی هنری و آثار جان لنون اشاره داشته باشد و این مهم نیازمند عرصه و مجالی بسیار گسترده تر و افرادی با صلاحیت تر خواهد بود و این چند خط تنها گویای دریغ و حسرت من بعنوان مخاطب صرف موزیک راک از فقدان یک خواننده تاثیر گذار است. به امید روزی که ارزشهای واقعی موزیک راک(مخصوصا از جنس وسبک جان لنون) بر همه علاقمندان این سبک آشکار شود و همچنین خود جان لنون و آثارش بیش از پیش به همگان شناسانده شود به امید آن روز . روحش شاد. |
|
|
استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر دقیق و قابل لینک آدرس سایت ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است |