|
درباره ما تبلیغات ارسال نظر آرشیو
|
||
|
گزین گویه آه این پیرزن
تصویر برگزیده
فیلم پیشنهادی
|
جعل نام هوشنگ خان کار هر کسی نیست بچه مرشد بزن زنگو رضا کاظمی
دینگ: یک نفر به نام فهیمه خضر حیدری که در سایت شخصی اش خود را خبرنگار معرفی کرده و من خوشبختانه او را تا پیش از این نمی شناختم در سایتش در مطلبی به لجنمالی کیارستمی پرداخته که البته به ما هیچ ربطی ندارد و نوش جانش. اما بد نیست کمی از ادبیات ایشان را با هم مرور کنیم تا برسیم به داستان خودمان: (به علت روده درازی ایشان قسمتهای برگزیده با سه نقطه... از هم جدا شده اند: « انگار جريان پاچهخواري براي آقاي كيارستمي تمامي ندارد.همين چند روز پيش آقاي احمد ميراحسان كه از مقربين درگاه آقاي كيارستمي هستند... نويسنده(میراحسان) به شكل خندهداري استدلالهايش را ادامه داده ... آقاي ميراحسان كه بيخبر و بيدرنگ سعديشناس هم شده ... حالا هزار سال ادب فارسي واقعا چطور ميخواهد از شرمندگي آقاي كيارستمي بيرون بيايد ؟ ميراحسان مينويسد : « عملا كيارستمي نشان ميدهد...» جلالخالق !! پاچهخواري و خودشيريني چهها كه نميكند ! اگر دقت كنيد ميبينيد كه عباس كيارستمي تا به حال تنها و تنها گفت و گوي مطبوعاتي با كساني را پذيرفته كه از تمجيدگويانش بودهاند.يادم هست كه در ويژهنامهاي هم كه شهروند درآورده بود درباره « سعدي از خويشتن فرياد » باز مريد پاكباخته ديگري - اميد روحاني - نشسته بود پاي حرفهاي آقاي كيارستمي ... آقاي گلمكاني هم كه يادداشتي احساساتي و عجولانه و جوگيرانه نوشته و همه منتقدان آثار فاخر ادبي عباس آقا را يكسره حسود قلمداد كرده بود كه البته در شماره ديگري از شهروند ناگزير شد موضع خودش را كمي تعديل كند ... تنها كسي كه در اين مدت يك يادداشت « سالم » از او خواندم درباره كيارستمي ، سعيد قطبيزاده بود (که آن هم منفی بود- توضیح ویراستار)... خلاصه كه هنرمندان و روشنفكران و مطبوعاتيهامان تا اين حد جوگيرند.. .» دینگ: اولین پرسش من این است این انسان خودشیفته که همه را به آسانی و با موضعی خدایگونه به تمسخر می کشاند کیست؟ پاسخم هم این است که هر کس می خواهد باشد فدای سر نازنینم. هرکس ناراحت است می تواند از خودش دفاع کند .من که وکیل این آقایان میراحسان و گلمکانی و روحانی نیستم. ولی توجه کنید به قسمتی که درباره آدم برفی ها نوشته: پينوشت : در ميان كامنتها لينك سايتي به نام آدمبرفيها را برايم گذاشتهاند كه ويژهنامهاي درباره حافظ و سعدي كيارستمي منتشر كرده. اين سايت و ويژهنامهاش را ديدم اما راستش كمي برايم عجيب بود؛ بخصوص يادداشت هوشنگ گلمكانياش خيلي غريب بود. چون هيچ شباهتي به نوشتههاي ايشان نداشت.من قلم آقاي گلمكاني را ميشناسم و چون خيلي نثرش را دوست دارم در طول سالها كه نوشتههايش را خواندهام احساس ميكنم گاهي حتي بدون اسم هم ميتوانم حدس بزنم كاري كه ميخوانم مال ايشان هست يا نه ؟ راستش اين يكي زياد شباهتي به ادبيات و نثر آقاي گلمكاني نداشت ! حالا خودتان هم بخوانيد و اگر نظر ديگري داريد بگوييد.
اولا که از آن پرونده پربار به مناسبت سالروز تولد کیارستمی ایشان برداشت کرده پرونده ای درباره کتاب حافظ و سعدی درآورده ایم که همین برداشت کوته بینانه ایشان را نشان می دهد و احتمالا مطلب خوانی ایشان همیشه همین قدر مضحک و سرسری است. دوم اینکه آن پرونده اصلا به قصد ستایش نبوده و حداقل دو مطلبش با لحنی تند و در نقد کیارستمی است. سوم اینکه واقعا آن همه نوشته جامع و متنوع و پر از ایده و فکر را فقط می توان به صفت مزخرف «عجیب» موصوف کرد؟ این هم اهمیتی ندارد چون احتمالا همان حسادتی که گلمکانی درباره داوری دیگران بر کیارستمی می گفته در خضر حیدری فوران می کند و جای کمترین دست مریزادی در کل کار تشکیک می کند. آنهم با وقیحانه ترین شکل. این را مقایسه کنید مثلا با آنچه در وبلاگی سینمایی با نام وبلاگ درخت گلابی نوشته شده: نوشته جالب ولی عجیب هوشنگ گلمکانی را از سایت آدم برفی ها بخوانید. می بینید که کسی در عجیب بودن این نوشته تردید ندارد ولی آنچه عجیب است اتهام جعل به دیگران زدن و تشکیک در یک کار آبرومندانه و کم مانند است. آن هم وقتی سردبیر آدم برفی ها با چند نشریه سینمایی همکاری می کند و آن قدر ها هم ناشناخته نیست. دینگ: به هر حال او ( خ ح) کمی هم حق دارد . برای اینکه گلمکانی برخلاف سایر نوشته هایش در نشریات دیگر که آنها را پس از مدتی در وبلاگ شخصی اش می گذارد این نوشته را تا این زمان در وبلاگ شخصی اش قرار نداده. شاید به این دلیل که این اولین نوشته اختصاصی او برای یک رسانه مجازی در اینترنت( یک ماهنامه اینترنتی) است و ... در هر حال با اینکه در کل با این کار او(گلمکانی) موافق نیستم ولی در نوع خود لطفی دارد که لااقل کمی با هم می خندیم. از اینکه یک نفر می تواند پس از سالها نوشتن و رعایت چارچوب و قواعد خاصی که خودش به رسانه های سینمایی آورده در حرکتی ساختارشکنانه و توفانی چیزی بنویسد که نزدیکترین کسان به او هم باورش نکنند. ولی اینکه آن نزدیکترین کسان، دیگران را به دزدی و جعل متهم کنند دیگر از نقصان ... است. می خواستم از استاد گلمکانی بخواهم به نحوی به این مناقشه که چندان هم کم دامنه نبوده پایان دهند مثلا با گذاشتن مطلب در وبلاگشان و... ولی با توجه به استقبال او از این سوء تفاهم و بی مهری های پدرانه و سختگیرانه اش ترجیح می دهم این قضیه همچنان در هاله ای از راز و ابهام بماند تا... تا سیه روی شود هر که در او غش باشد رخصت
استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر دقیق و قابل لینک آدرس سایت ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است |
|