|
|
|
|
|
ملاحت اسداللهی
چراغ
قرمز ..شب.. غربت خيابان.. تو آیدین زرین سالها پیش به پسرم گفتم چه تلخ است در جل... طولانی مردن و نفهمید که عزرائیل چون کودکی که در دستشویی زاییده می شود چهار گوشه خلوتم را بهتر از تو دید زد. تقصیر تو بود که یادم رفت عشق بود یا شانس که فقط یکبار در خانه آدم می خوابید این رسم زندگی نبود که بخواهی رویاها را از نقابت جدا کنی و بگذاری در کشوی میزی که هیچکس پشتش ننشست تقصیر من بود که خیالت را از تو جدا کردم رویا ها را از نقابت تو را از زندگیم و تبعید کردم به جزیره پرتی کاغذی درون بطری عطری در شبی و یادی که از یادم نرفت.
|
رضا کاظمی هنوز كمی جوانم خيال عشق شما حالا درست كه خيال است ولي هست و اتفاقا گريه هم دارد چه جور! خدا شاهد است
شعر گفتنم خشكيده از همين شعر مشخص است اگر ديشب و خواب تاكسی نبود نمی نوشتم خدا شاهد است
هنوز خنده ام مي گيرد از آخرين تصوير چسبيده پس كله ام و پشت اين همه تصوير گم شده خدا خودش خواسته بود : تو گفتي خدا شاهد است
لحظه پياده شدن رسید چند بار صحنه را عقب كشيدم تا شايد اينبارفرق كند ولي باز : به پشت سر نگاه نكردم خدا شاهد است
در آخرين خداحافظي توي تاكسي نرسيده به تقي آباد دستي كه هیچ وقت دست نزدم خدا شاهد است
هنوز زير برف سي گل منتظرم كه قال بمانم با كلاغها كه زاغ مرا چوب بزنند كه كميته انضباطي عشق را ممنوع كند ما از كميته انضباطی نترسيديم خدا شاهد است
هنوز عاشق آن شماره تصادفي ام كه گرفتم و گفتي الو هنوز خيلي دوستت دارم خدا خودش شاهد است دختر
|
من نه آنم که به جور از تو بنالم حاشا
دو شعر از جعفر خادم( تم بوما) پرنده ای برای آزادی قفس را پذیرفت * کاش بهانه یک جفت کفش بچه گانه تنها یک لبخند بود دو شعر از علی جعفرزاده یک کف دست غفلت کافی بود تا پشت ابر سرد خوابت ببرد ماه! * تصویر ماه تلخم مثل حبه قند در استکان چای فراموش شده تنهایی ام حل شد بابک حسین دوست در خانه کسی هست پله ای هست نفسی هست
|
|
استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد |