|
درباره ما تبلیغات ارسال نظر آرشیو
|
||
|
گزین گویه آقا اجازه !؟ من پدر سگ نیستم
فیلم پیشنهادی
حتما آدم برفی ها را به عنوان معرف خود ذکر کنید.
|
پرونده مدرسه درباره ادبیات و نقش های اجتماعی نظیر مدرسه حمید ملک زاده
در جهان امروز شاید یکی از مهم ترین ابتلائات انسان به مثابه موجودی که امکان اندیشیدن، باز اندیشیدن و تجربه رفتار های آگاهانه دارد، تجربه نقش های متفاوت اجتماعی، زیست جهان های گوناگون و احساسات متناقضی است که در طول روز های زندگی اش تجربه می کنند. این تناقض شاید بیش از همه جا در مجموعه های خلق شده توسط انسان جدید قابل رؤیت باشد. چنان چه در شکل های تازه ای از آفرینش های ذهنی در حوزه های اندیشه، موسیقی و ادبیات قابل مشاهده است. تغییر شکل الگو های تولید و مصرف موسیقی در جهان تازه نمونه مشخصی از این تناقض است. در ساحت اندیشه گذار از نظم جدید عقلانی به سمت هویت گرایی را می توان نمونه ای از آن چه تا این جا مورد بحث قرار گرفت دانست. در حوزه ادبیات نیز تمایل به پرداختن به آنسان، چنان که هست، فارغ از نقش های اجتماعی اش و مخصوصا در حوزه ادبیات داستانی فاصله گذاری میان شخصیت های داستانی و انسان بودن آن ها نمونه ای برای تصادیق ادعای نویسنده است. بر این اساس است که بررسی چیستی و چگونگی رابطه موجود میان یک فضا، نقش یا کارکرد های انسان در نقش های اجتماعی نه از منظر اصالت ذاتی ویا به بیان بهتر این همانی هویتی که از منظر کارکرد گرایی نمادین باید مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت بهتر باید به این نکته اشاره کرد که در حوزه ادبیات انتخاب مکان، زمان و چگونگی شخصیت پردازی را باید بیشتر به اعتبار جریان داستان، سیر قصه در ادبیات داستانی و یا روایت در شعر مورد بررسی قرار داد. این مسئله در نمونه ای از کار های گلسرخی، آل احمد و دیگران در ادبیات مدرن ایرانی قابل شناسایی است. در واقع پرداختن به مسائلی که انسان در دنیای تازه با آن ها درگیر است، گاه پرداختن به آدم هایی را که در دنیای جدید به وجود آمده اند ضروری می کند. مثلاً در نمونه کاری که گل سرخی در شعر معروف خود دارد. شاعر سعی می کند تا با استفاده از فضای حاکم بر کلاس درس در مدرسه، وجود بی عدالتی در جامعه و تفاوت موجود میان نظام آموزشی رسمی با واقعیت های اجتماعی را به مخاطب خود القا کند. انتخاب مدرسه در این شعر و پرداختن به دیالوگ های معلم به عنوان کارگزار نظام غالب سیاسی، و تعارضی که بین شاگرد به عنوان نماینده نخبگان یک جامعه با معلم به وجود می آید انتخابی کارکرد گرایانه است. در نمونه دیگر می توان به مدیر مدرسه اثر جلال آل احمد اشاره کرد. در نوشته، مدرسه با مختصاتی که مدارس جدید در ایران داشته اند مورد استفاده قار گرفته است و شخصیت ها در آن پرداخته می شوند. آن چه قصد دارم به طور کلی در این نوشتار به آن بپردازم این مسئله اساسی است که شاید در ادبیات، نتوان ربطه ای ذاتی میان نقش های اجتماعی و نوشتن پیدا کرد. این مسئله را باید از دو منظر مورد بررسی قرار داد: یکی این که هر نوشته در ظرف زمانی و مکانی خاصی قرار دارد - این بدون توجه به ادبیات علمی- تخیلی است- و اینکه هر نوشته زمینه های اجتماعی خاصی دارد. این دو نکته انسان قرن هشتمی را از تصور سازمان متشکل آموزش و پرورش در قرن بیستم ناتوان کرده، امکان شکل گیری ادبیاتی مبتنی بر نمادهای دنیای جدید را از انسان های آن قرن می گیرد. همان طور که انسان در قرن بیست و یکم امکان پرداختن به سازمان ها و نقش هایی که در قرون آتی به وجود می آیند را ندارد. نباید از نظر دور بداریم که این تفاوت حتی در یک ظرف زمانی واحد و در مجموعه های فرهنگی مختلف متفاوت بوده است. پرداختن به رابطه میان عناصری مثل معلم و ادبیات، پلیس، روحانی و ادبیات و دیگر نقش های اجتماعی بیشتر طرح هایی تاریخی را به بار می آورد. مثلاً می توان در این طرح ها نوشت که سه بار در دهه گذشته آثاری با موضوع، محوریت و یا نقش مؤثر معلم توسط چه کسانی نوشته شده است و بعد تحلیلی درباره چگونگی سیر اتفاقات هر اثر پرداخت. مسئله ای که با بررسی و نقد فلان اثر از یک نوسنده تفاوتی نخواهد کرد.
استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر دقیق و قابل لینک آدرس سایت ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است |
|