|
درباره ما تبلیغات ارسال نظر آرشیو
|
|
|
|
حتما آدم برفی ها را به عنوان معرف خود ذکر کنید.
|
جادوی آخر هفته های دهکده جهانی جهانی شدن و سینما علی جعفرزاده
جهانی شدن(globalization) پارادایم دوران ماست.دورانی که به تعبیر مک لوهان سیاره زمین به دهکده ای جهانی تبدیل شده است.فرایند جهانی شدن سه حوزه سیاست ،اقتصاد و فرهنگ را تحت تاثیر قرار می دهد که در حوزه فرهنگ منجر به ایجاد فرهنگ جهانی می گردد.فرهنگ جهانی فرهنگی است که تجارب و سنتهای ملل گوناگون جهان را در بر میگیرد.فرهنگی که جایگاه هستی شناختی آن فراسوی بطن خانواده ، شهر، منطقه یا یک کشور است.این فرهنگ در جستجوی درک و شناخت معیارهای فراگیر و همگانی است که بر حسب تنوع و تحرک و پویایی کلیه فرهنگهای بشری صورت و شکل پذیرفته است. در این میان مهمترین ابزار برای شکل دهی به چنین وضعیتی رسانه ها (واز جمله سینما ) هستند.در واقع سینما جهانی می شود و تاثیر متقابلی بر فرایند جهانی شدن می گذارد. یکی از اثرات مهم جهانی شدن رسانه ها که توسط مک لوهان مطرح شد و هاروی و گیدنز درباره اش بحث کرده انداین است که این رسانه ها در حدی می توانند مردم را در اقصی نقاط جهان به یکدیگر مرتبط سازندکه محتوای روابط انسانی را به نمادها و نشانه ها تبدیل کنند.به این شیوه است که سینما می تواند مجموعه ای از منافع و اعتقادات ارزشی مشترک در میان مردمی را رواج دهد که هرگز یکدیگر را ندیده اند.(به عنوان مثال سینما می تواند در بسیاری از زنان در برابر مرد سالاری حتی در صورت عدم مشارکت در جنبش جهانی فمنیسم دستکم احساس سمپاتی ایجاد کند.) به گفته مک لوهان محتوای پیام در دهکده جهانی اصل تعیین کننده نیست.بلکه نقش عمده را رسانه ای که فرهنگ را منتقل می کند بر عهده دارد.اینگونه است که پدیده هایی نظیر مرد عنکبوتی،ارباب حلقه ها، ماتریس 1 تا 3 و... گستره ای از مخاطبان جهانی را پیدا می کنند که به دلیل شکستن عناصر زمان و مکان به طور همزمان در تجربه ای فرامرزی شریک می شوند.به قول هابرماس شتاب و تراکم ارتباطات و تجارت فاصله های زمانی و مکانی را کوتاه تر کرده است.که البته این جدا شدن مکان از زمان ( به عنوان یکی از سازه های تئوریک جهانی شدن) در اندیشه های هاروی و گیدنز نیز وجود دارد .به نحوی که هاروی معتقد است که تراکم زمان موجب از بین رفتن فاصله مکانی می شود.حالا دیگر برای هالیوود یا سایر تولید کنندگان محصول جهانی سینما فرق نمی کند که مخاطبانشان در کدام نقطه از سیاره بسیار کوچک شده زمین حضور دارند.چرا که پرده جادویی یا دی وی دی و... به تکثیر این آثار تولید شده می پردازندو اینگونه محصول فرهنگی تولید می شود و به شکل گیری فرهنگی بین المللی کمک می کند. اینجاست که زرق و برق و ابزارهای تبلیغاتی و جذابیتهای ابژکتیو هالیوود و رسانه های قدرتمند آمریکایی به کمک محصولات هالیوودی آمده و به تکثیر فرامتنی فیلمهای هالیوودی پرداخته و همانگونه که گیدنز در این زمینه عنوان می کند ایالات متحده (در اینجا هالیوود) با کمک گسترش رسانه ها امپریالیسم رسانه ای و امپراطوری فرهنگی ایجاد کرده است. این گسترش رسانه ای فرایند جهانی شدن را تبدیل به فرایند آمریکایی شدن می کند.هالیوود شروع می کند به تولید الگوها و ارزشهای جهانی که در واقع الگوهایی آمریکایی هستند.از جمله این الگوها مصرف گرایی است که به عقیده مالکوم واترز در جهانی شدن رواج می یابد.در این فرهنگ مصرف به وسیله اصلی ابراز وجود شخصی و سرچشمه عمده هویت فردی تبدیل می شود.فرهنگ مصرفی ای که از طریق پیامدهای تقلید گونه رسانه های گروهی خلق می شود. این تولید آگاهانه در نگاهی بودریاری در دوره پست مدرنیسم شدیدا شبیه سازی شده است.یعنی جوامع مصرف کننده محصولات هالیوودی به شکل ناخودآگاهی در ارزشها ،علایق،ظاهر و نیازها شبیه سازی می شوند.مصرف گرایی و شبیه سازی دست به دست هم داده و بر فرهنگ جهانی شده روکشی آمریکایی می کشند؛چرا که به تعبیر گیدنز جهانی شدن همچون خورجینی است که چیزهای مختلفی در آن یافت می شود که همگون نیستند اما در لایه بیرونی همه جیز رنگ و بویی آمریکایی به خود می گیرد و فرهنگ کشورهای جهان به سمت مک دونالدیزه شدن (به تعبیر جرج ریتزر) به پیش می رود؛ که ویژگی مهم آن همگون شدن محصولات و شیوه مصرف است.در واقع اگر از نگاه پست مدرن مارکسیستی مثل فردریک جیمسون به این پدیده نگریسته شود جهانی شدن فرهنگ چیزی بیشتر از منطق سرمایه داری پیشرفته نیست. منطقی که استثمار شدگان را وا می دارد تا کالاهایی را که خود تولید کرده اند مثل بت بپرستند.امروزه مرد عنکبوتی تنها یک فیلم نیست.عروسکهایش ، لباسهایش ، عکسها و پوسترهایش ماهیتی زنده و فرا سینمایی یافته اند. اکنون هالیوود با محصولات رنگ و وارنگ خود سیاست،اقتصادو الگوهای نقشی جوامع پیرامونی را تحت تاثیر قرار داده است. از منظری الیت گرایانه سینمای آمریکا مانند سایر حوزه های این کشور با جمع آوری نخبگان این عرصه از تمام دنیا فضایی کاملا غیر بومی و فراملی یافته است.از هیچکاک انگلیسی تا کاپولای و ال پاچینوی ایتالیایی تا نیکول کیدمن استرالیایی تا داریوش خنجی ایرانی و...همه و همه در مجموعه ای به نام هالیوود اتمسفری جهانی به این سینما داده اند. اما به جهانی شدن از منظری غیر غربی نیز می توان نگریست.درست مثل جهانی شدن اقتصاد و شرکتهای فراملیتی... فراملیتی های ژاپنی بر خلاف سایر شرکتها همچنان هویت شرقی خویش را حفظ کرده و از مرکز گریزی و بی هویتی اجتناب کرده اند.اتفاقا در حوزه سینما نیز یکی از مهمترین سینماهایی که با حفظ ویژگی های ملی و آیینی خویش سعی در گسترش فراتر از مرزهای خود دارد سینمای شرق آسیا (کره،ژاپن،چین و ..) بوده است.فیلمهای کوروساوا با تمام عناصر بومی و رزم آوری و سامورائی و... ژاپن دقیقا سینمایی است جهانی .چرا که برای همه مخاطبان در همه جهان ساخته شده اند و مخاطبانی در همه دنیا دارند.هر چند مردانی با شمشیر سامورایی و زنانی کیمونو پوش داشته باشند. همچنین سینمای فاخر فرانسه یا سینمای سطحی هندوستان نیز با مشخصه های ملی خویش جهانی شده اند. به هر حال سینما پدیده ای است جهانی که جهانی می شود و جهانی می سازد.چه از منظر طرفداران افراطی جهانی سازی بنگریم چه از منظر شک اندیشان و چه از منظری بینابینی.جادوی سینما چشم بشریت را خیره کرده است و بهترین سرگرمی آمیخته با افسونگری برای آخر هفته های دهکده کوچک ماست!! استفاده از مطالب این سایت بدون ذکر دقیق و قابل لینک آدرس سایت ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است |
|