درباره ما     تبلیغات     ارسال نظر     آرشیو

     صفحه اول سایت

 

 

جهانی شدن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حتما آدم برفی ها را به عنوان معرف خود ذکر کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فراگیری اندیشه، طغیان پینوکیو

 رضا کاظمی

 سالها پیش دوستی- که هرکجا هست سلامت باشد و سالهاست ندیده امش- شعری برایم خواند که در آن خطاب به دوست شاعرش از جاده ای روستایی نام برده بود و عناصر محلی و بومی گیلان در آن به وفور به چشم می خورد. من که نوجوانی بیش نبودم از او پرسیدم آیا دیگرانی که به این فضا آشنا نیستند هم این شعر را درک میکنند و او پاسخ داد از بومی بودن می توان جهانی شد!

ظاهرا او نیز این جمله را از جایی دیگر نقل می کرد. من در آن روزگار متوجه نمی شدم دقیقا منظور او چیست ولی امروز در درستی این گزاره هرجند کلیشه ای ذره ای تردید ندارم.

جهانی شدن البته کلمه ای ناشی از ذهن کوته اندیش آدمیان است و احتمالا درستش باید زمینی شدن باشد چون فروکاستن مفهوم جهان به کره ای حقیر در کهشکان راه شیری هم از آن تمامیت خواهی های واژگانی است.احتمالا معادل درست تر globalization زمینی سازی است. از آن رو که globe نه به معنای جهان که به معنای کره و زمین در فرهنگ واژه ها امده است. بازی کلام را وا می گذاریم و من در این چند خط باقیمانده واژه فراگیری را به کار می برم که به نظرم معادل درست تری برای مفهومی است که در ذهن دارم.

فراگیری تولیدات اندیشه( از ادبیات و هنر و فلسفه و ...) آرزوی غایی تولیدکنندگان اندیشه است. ولی بدبختی در این جاست که اندیشه تنها محصول  مولفان ( یا به قول فوکو گفتمان ستیزها) نیست و بخش بزرگتر وغالب آن از بافت و گستره شبکه قدرت سر بر می آورد .در واقع کشاکش قطب های  تولید اندیشه اثر نهایی خود را بر شیوه های گسترش اندیشه می گذارند.اگر شبکه و تار و پود قدرت، اندیشه های فراروایتی و مسجل نما را فرا خرد و تابو  و گفتمان مطلق و غالب معرفی میکنند و ابزار خویش را برای سرکوب هر اندیشه ای که در صدد تحلیل و سنجش گفتمان غالب بر می آید به صف می کشند، در مقابل همواره  و به مثابه یک قانون ، اندیشه هایی برای مقابله با مطلق انگاری،گفتمان ستیزی و به چالش کشاندن اقتدار شکل می گیرد.

شاید به نظر برسد همه دستاوردهای نوین بشر و دست افزارها در آغاز برای یک جور تمامیت زدایی و شالوده شکنی و مقابله با گفتمان غالب شکل گرفته اند و بعد به بند و چنگال قدرت گرفتار شده اند و کارکرد معکوس برای تنگ کردن حلقه های محاصره انسانی یافته اند. ولی همیشه چنین نیست و دقیقتر این است که بگوییم دست کم در نیم قرن گذشته یعنی در دهه های شتاب گرفتن پیشرفت دست افزار و جابه جایی اولویت از سخت افزار به نرم افزار ، همواره با الگوی معکوس این قضیه روبرو بوده ایم.بسیاری از مواهب فن آورانه که امروز جزیی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره و شخصی ما هستند در حقیقت محصولات از دور خارج شده شبکه های پیچیده امنیتی و نظامی هستند و به سختی می توانند کارکرد رخنه در اقتدار آفریننده  خود را به دست بیاورند. هر چند مفهوم رخنه (breach) مفهوم پیچیده و غریبی است و همیشه یکی از دغدغه های سیستم های با پدافند بالا هم بوده و هست. مثلا در ذهن بیاورید نوجوانی عینکی و خل مزاج و شیفته کامپیوتر و اینرتنت و برنامه نویسی را که سیستم های ارتباطی امنیتی یک دپارتمان حیاتی یا شرکت عظیم را هک می کند و دردسرهای بسیاری برای زبردست ترین برنامه ریزان انفورماتیک ایجاد می کند.

به نظر می رسد جدا از پدیده «رخنه» که یک کنش فردی و در نهایت یک همگرایی گروهی اغلب غیر منسجم و بیشتر آنارشیستیک و غالبا نافرجام است؛ دنیای امروز یا به عبارت درست تر زمین امروز با پدیده ساختار زداتری روبرو ست که من آن را طغیان پینوکیو می نامم.یعنی به کارگیری عظیم دست افزار علیه تمامیت و اقتدار. این یعنی یک اجماع خودآگاه و شاید هم ناخودآگاه عظیم(massive agreement) که در نتیجه استفاده از ابزارهای محدود در دسترس در زمینیان ایجاد می شود.

امروز قدرتها ناگزیر از به کارگیری فضای مجازی برای بهره گیری از برخی مواهب آن هستند.کاهش نیاز به نیروی انسانی و پروسه های بوروکراتیک ، تسهیل امور خبررسانی ،ایجاد بانک های انفورماتیک برای گسترش اندیشه مطلق انگار و...برخی از این مواهب اند.همه اینها جدا از وجه سرگرم سازی( به معنای کاملا منفی)  است که خواست و آرزوی توتالیترهای دور اندیش است.به روشنی می توان این کارکرد اخیر در مبتذل ترین و رقت بار ترین تجلی اش را در سرزمین های عقب افتاده و کوته اندیش مشاهده کرد. رتبه اول کشورهای غیر پیشرفته و به راستی دور از قافله پیشرفت، در همه جنبه های مبتذل دنیای مجازی ( چت کردن،لجن پراکنی و بی آبرو کردن حیثیت دیگران با محصولات تصویری و...) از همین منظر قابل توجیه است.

دنیای مجازی با تولید انبوه خرده اندیشه و ضد اندیشه، خرده فرهنگ و ضد فرهنگ و انواع کژکاری ها به شکلی غیر قابل انتظار از کنترل دقیق و وسیع آفرینشگرانش خارج است و در این میان رخنه اساسی نه در سیستم های حفاظت- بالا، بلکه از میان آشفتگی و حجم غیر قابل کنترل  اطلاعات موجود صورت می گیرد. یعنی با وجودی که اینرتنت پدیده ای کاملا در بند کنترل است و این کنترل حتی در سطح ای میل ها به سادگی ممکن است( حتی یک  آی اس پی  زپرتی در شهرستانی بسیار دورافتاده هم به سادگی قابلیت کنترل مو به موی ای میل افراد در سیستم های مدعی سکوریتی همچون یاهو و  جی میل و هات میل و... را دارد) ولی گوناگونی و باز آرایی فرمت ها و تیپ های مالتی مدیا در دنیای مجازی چنان است که قدرتها از هیچ راهی نمی توانند انسداد کامل در همگرایی ها و اطلاع رسانی های نامطلوب ( از نظر خودشان) ایجاد کنند  به جز تخته کردن کامل در اینترنت!

روند رو به پیشرفت همگرایی زمینیان و رسیدن به مفهوم دنیای بدون مرز در دنیای امروز با چند مانع روبه روست. دو کشور دیکتاتور و بسیار خفقان زده چین و روسیه که بسیار از گسترش این همگرایی ها نگران و دل چرکین اند مانع اصلی این اتفاق اند و اتفاقا با این مانع سازی به تک قطبی شدن و تثبیت هر چه بیشتر امپریالیسم آمریکا به عنوان یک مدعی دروغین آزادی و دموکراسی یاری  بسیار می رسانند.

روسیه شبحی از کمونیسم کثیف و تهوع آور مقتدر گذشته است که اقتصادی بیمار و رقت بار دارد و تنها با کارشکنی های قانونمندش در سازمانهای جهانی حضورش را با صدایی کمرنگ اعلام می کند و تجاوزکاری بی شرمانه اخیرش درباره موضوع گرجستان و  تلکه کردن کشورهای عقب افتاده با تکنولوژی درب و داغان و خحجالت آورش  از راهکارهای دیگر این حکومت آلوده و بیمار است.

ولی چین از راه بدیل سازی و کپی کاری سعی در فلج کردن اقتصاد جهانی و تکنولوژی کشورهایی چون امریکا ، ژاپن ، کره جنوبی و اتحادیه اروپا دارد. بدیل سازی چینی ها از پیراهن زیر تا دستگاه های صوتی – تصویری ( تقریبا همه نیازهای یک زندگی) را در بر می گیرد و پیش بینی من این است که این بدیل سازی مذبوحانه به زودی به عرصه تولید اتوموبیل و قبضه بازار جهانی اتوموبیل هم پا بگذارد. دست بر قضا روسیه و چین دو کشوری هستند که بیشترین میزان اعمال سان...سور در اینترنت را استرانژی خود قرار داده اند. با یک تفاوت اساسی که روسیه به شدت بر گسترش و رونق سایت های هرزه نگار تاکید دارد و در مقابل چین کنترل اخلاقی مطلقی روی این موضوع پیاده کرده است.

آیا زمین به سوی دهکده جهانی شدن پیش می رود؟ بعید می دانم. مارکر و معیار دهکده، وجود نقطه ای همگرایانه به نام کدخدا ست. در روند اقتدارزدایی مجازی و از میان رفتن مرزهای حقیقی و معنوی ، زمین به سوی مرکز زدایی و همگن سازی پیش خواهد رفت. دیری نخواهد پایید که همه زمینیان زبان اولشان انگلیسی خواهد بود( حتی فرانسوی های متعصب!!!).

 نمایش های اقتدارگرایانه و تنزل انسانها به حیوان و آزار بدنی و ضرب و جرح بدنی آشکار مردم در کوچه و خیابان به هر بهانه سیاسی و اعتقادی و اجتماعی تقریبا در همه جای دنیا رو به افزایش است و نشان از ضعف مفرط در پاسخ منطقی و کلامی به مطالبات نوین فراگیر انسانهای روی زمین دارد. هر چقدر حجم خشونت  از سوی قدرتها بالا می رود می شود امیدوار بود که عقلانیت و صبری در کارشان نیست و این یعنی محوکم به زوال بودن. هرچند خودشان سرشان را در برف فرو کنند.

ماجراهای اخیر فرانسه( سرکوب دانشجویان و کارگران)، آمریکا( سرکوب شدید معترضین به کاندیداتوری سناتور مک کین) ، چین( سرکوب وحشیانه معترضین تبتی و تایوانی) ، گرجستان( تجاوز آشکار روسیه به خاک گرجستان و قلع و قمع مردم) را در نظر بگیرید.

برای مثال نمایش حیوانی و تنفر انگیز پلیس چین در المپیک پکن در باره معترضین تبتی را به یاد دارید؟ المپیک چین با آن همه زرق و برق و فخر فروشی چینی ها به دیگر سرزمین ها بازی آلوده و ننگی بیش نبود.

 نظر شما

 استفاده از مطالب این سایت بدون  ذکر دقیق و قابل لینک آدرس سایت ممنوع می باشد/ لینک دادن مجاز است

   

نظرات شما